برچسب: ف.ف فرزانه فولادی

0

حساب کتاب

حساب کتاب لنگان لنگان, وارد مطب شدم. مریض ها گوش تا گوش نشسته بودند برای احترام به پروتکل ها صندلی هارا یکی 25 سانت فاصله داده بودند. آنوقت آدم هایی که باید در این...

2

مقایسه ای اشتباه

چه دایره ی بزرگی است دایره ای که ما نقطه ای از محیط آن هستیم. چقدر دنیا هست که ما از آن بی خبریم. چه آدم های بدبختی هستند که ما نمی شناسیم و...

2

با دلی که از نور می نویسد

امیدوارم حرف دل مرا بخوانید و به دلتان بنشیند و نظرات خودتان را به من هدیه بدهید. اردادتمند. فرزانه فولادی کتاب را اینجا دانلود کنید: 9+

1

آخرین قدم

روی تخت دراز کشیده بود و به خود می پیچید. درد می کشید و ناله می کرد. نشستم لب تخت پاهایش را که مثل یک نوزاد به تخت می مالید گرفتم و ماساژ دادم....

4

پلی میان طوفان

عروس و داماد در کنا رهم، در ابتدای پل معلق ایستاده بودند. عروس دامن لباس سفیدش را صاف کرد . دوطرف توری را که صورت شادابش را می پوشاند، کمی پایین تر کشید و...

2

خداحافظ دوست عزیز

بدون شک هرسال که می آید در توانایی خودم شک می کنم. می ترسم که نتوام در کنارش بمانم. و شاید هم واقعا نمی توانم. به همین دلیل همان اول با صاحبخانه شرط ُ...

3

آبش را کم نکنید

زمانی که بچه بودیم، عصرها و بخصوص عصرهای طولانی تابستان، خیلی دیر می گذشت. به مادرمان می گفتیم که حوصله مان سر رفته و او می خندید می گفت: آبش را کم کنید تا...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس