دسته: دفتر شعر

0

معاد اندیشه

در اندیشه ی من قیامتی برپا شده است.صور را اسرافیل نواختهو از صدای آن, هر گوشی می خراشد.جسدهای خشکیده و تکه پاره و چاک چاک اکنون برخاسته اندنالان و کشان کشان به حرکت در...

2

گندم زار

مثل تشنه ای در میان بیابان مثل گم شده در میان جنگل سیاه مثل یک خواب پریشان مثل کودک مادر گم کرده سرگردان حیران مثل یک نی نالان مثل ضجه ی باران مثل غم...

2

پاییز

در پاییز هم می توان جوانه زد در پاییز هم می شود  شکوفه کرد بهانه میخواهد جانا بهانه میخواهد پاییز هم می شود هوارا بهاری کرد دلت که بهاری شود بهانه هم نمی خواهد...

0

نور

آیینه های شکسته ایم قسمتی از نور خرد و نشسته ایم روبروی صاحب نور بی فروغیم و بی نوریم و در تاریکی دور بشویم اگر از سرچشمه ی آن نور آیینه شکسته ایم ,...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس