دسته: دسته‌بندی نشده

1

یک سفرنامه‌ی کوچولو

من عاشق سفرم، و تابحال سفرهای زیادی رفته‌ام. البته که سفر به جاهایی که مناظر طبیعی داشته باشند را به بقیه‌ی سفرها ترجیح می‌دهم چون عاشق طبیعت هم هستم. گاهی که دستم به مناطق...

0

سفر زنانه(۳)

صبح شنبهاواسط شب، وقتی هنوز هندزفری توی گوشم بود و موزیک پخش می‌شد تا خوابم ببره و بازم نمی‌برد و‌بالاخره خوابم برده بود، توی تاریکیهای اتاق یه جسم سیاه رو بالای سرم دیدم. صورتش...

0

دوباره زندگی کردن

این روزها تبدیل شده‌ام به یک آدم با دوچشم، که فقط می‌بیند.آدمی که جهان‌های بزرگ و پر از شگفتی روبرویش راه می‌روند و طنازی می‌کنند, و او فقط مبهوت، نگاه می کند.من حیران و...

7

فحش و یا نافحش، مسئله این است.( درآمدی بر داستان یک دست و دوهندوانه‌ آنتوان چخوف)

داستان یک دست و‌دوهندوانهاز آنتوان چخوف داستان شیرینی از آنتوان چخوف خواندم. اول از همه اسمش برایم جالب بود که اشاره به یک ضرب‌المثل داشت و اینطور که معلوم است ضرب‌المثلی مشترک است. داستان...

3

تکرار

گوشی را می گذارد سرجایش با دستهای لرزان. بغض در گلو دارد. فرو می بردش. اشک در چشمش اذن فرود می طلبد. اما اجازه اش را صادر نمی کند. ” اشکالی نداره. جوونه و...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس