دسته: دسته‌بندی نشده

2

عاشورایی در کربلا

همیشه فکر می کردم طاقت ندارم . نمی توانم تحمل کنم و زیر بار این مصیبت قلبم خواهد گرفت و میمیرم . سینه ام تنگ می شود و نفسم بالا نمی آید و خواهم...

0

حساب کتاب

حساب کتاب لنگان لنگان, وارد مطب شدم. مریض ها گوش تا گوش نشسته بودند برای احترام به پروتکل ها صندلی هارا یکی 25 سانت فاصله داده بودند. آنوقت آدم هایی که باید در این...

0

مقایسه ای اشتباه

چه دایره ی بزرگی است دایره ای که ما نقطه ای از محیط آن هستیم. چقدر دنیا هست که ما از آن بی خبریم. چه آدم های بدبختی هستند که ما نمی شناسیم و...

0

سکوت در گفتگو

درمورد سکوت کردن در جمعی که در حال گفتگو هستند چه نظری دارید؟ آیا ترجیح می دهید در گفتگو شرکت کنید یا ساکت بمانید و گوش دهید؟ شاید شما هم به این نتیجه رسیده...

0

مهمترین

شعله ی شمع می رقصید و هربار توی هوا می پرید. مرد دست زن را گرفت و گفت: عزیزم تو برای من مهمترین چیز تودنیایی. تورو باهیچ چیز عوض نمی کنم. زن لبخندی زد...

0

اسرارمگو2

اسرار مگو ۲ چه کسی با او اینکار را کرده بود؟ او با خودش عهد بسته بود تا زنده است داستانهایش را منتشر نکند. از آنها سخت محافظت می کرد. مثل گنجی در پستوی...

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس