اعتیاد
اعتیاد نویسنده: farzaneh foolady اعتیاد مگر چیست؟ مگر این نیست که نتوانی یک کاررا انجام ندهی . سر ساعت خوابت نبرد . بدنت درد بگیرد. آرام نگیری تا ان کار را انجام بدهی. خوب...
اعتیاد نویسنده: farzaneh foolady اعتیاد مگر چیست؟ مگر این نیست که نتوانی یک کاررا انجام ندهی . سر ساعت خوابت نبرد . بدنت درد بگیرد. آرام نگیری تا ان کار را انجام بدهی. خوب...
دزدی به توصیه ی شاهین هم الان یک دزدی کردم. از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نماند. شما را شاهد می گیرم که یک دزدی دلچسب کردم. خیلی شیرین است و می...
روز دوم سفر برای بعضی بهتر ازروز اول بود و برای بعضی بدتر. برای بعضی بهتر بود چون رفته رفته با دیگران آشنا شده بودند وتعامل داشتند و هم چنین با شرایط سفر هم...
(آرمیتا)همینطور که سرش بالا بود گفت: چقدر ستاره. با اینکه مهتابه ولی بازم آسمون پر از ستاره است. مریم هم تایید کرد: چه عظمتی. خیلی آسمون شب رو دوس دارم. آریا به سخن آمد:...
آرمیتا به طرف جمع برگشت. شعله های آتش به آسمان سر می کشید و از آتش جدا می شد و در سیاهی محو می شد. گرمی آتش در کنار آن لذت آفرین و مست...
مورچه ها زنگ را زدیم تق باز شد. از پارکینگ رد شدیم. در آلومینیم شیشه ای که حیاط کوچک را از پارکینگ جدا می کرد باز کردیم. قفل نبود. وارد حیاط کوچک آپارتمان شدیم....
مدتی گذشت و انگار همه درحال مقایسه ی داستانشان با داستان مریم بودند. دکتر هوشیارانه اعضا را نگاهی کرد و ساکت ماند. از بین جمع همان مرد چهل ساله که حالا با پهن شدن...
” آره همونه فک کنم در حال مکاشفه س. برم ببینم در چه حاله.با اجازه.”سرپرست این را گفت و به طرف آن مرد رفت. آرمیتا و مریم هم چنان با چشمانشان او را دنبال...
چمباتمه زده بود لب جوی و آب را نگاه می کرد. با خودش فکر می کرد آیا ممکن است آب سربالا برود؟ ویا ممکن است آب از زمین به آسمان بچکد؟ و آیا ممکن...
پدر زینب بیشه دار بود. از آن بیشه های پردرخت و سرسبز و پرتوپ کنار رودخانه, که جمعه ها محل تفریح مردم بود. و بچه ها به شاخه های درختانش دوتا طناب می بستند...
بیشتر