دزدی به توصیه ی شاهین

دزدی به توصیه ی شاهین

هم الان یک دزدی کردم. از خدا پنهان نیست از شما هم پنهان نماند. شما را شاهد می گیرم که یک دزدی دلچسب کردم. خیلی شیرین است و می چسبد. مثل همان گزها که بچگی از توی گزخوری روی میز که برای مهمان ها چیده بودند کش می رفتیم و پشت پرده می خوردیم. و پوسته اش را چندروز بعد مامان به رویمان می آورد. یا شکلات ها که وقتی با دادشم می رفتیم ماست بخریم از روی پیشخوان مصیب برمی داشتیم و یواشکی می خوردیم.

راستش پس فردا مهمان دارم و باید کارهایم را یواش یواش بکنم چون کمکی در کار نیست. شوهرم رفت دکتر. تا بیاید من هم دزدی ام را کرده ام.

صبح تا حالا خانه ی مامان بودم. نوبتم بود. البته بخاطر مهمانی یک روز جلو انداخته بودم.آنجا هم صاف همین امروز، همه جا باید جارو می شد . مرغ هم برایش پاک کردم. کارهای مدرسه هم حین کارهای خانه بود . دوساعتی با یک دانش آموز چت می کردم بین کارهای خانه، قبلش هم با مادرش. حالش خوب نبود دوباره.  و یک برنامه هم نوشتم برای یک دانش آموز دیگر. تازه از صحبت با اولی الهام گرفتم و تولید محتوی هم کردم برای کانالهایم.  در ضمن مامان هوس پلو آلبالو و کوکو قندی کرده بود با خورش مرغ کنارش. آنها را هم پختم.

شوهرم گفته بود زود می آید دنبالم که برگردیم خانه کارهای مهمانی را بکنیم. خرید و این  حرفها. حالا رفت دکتر البته. چون ماه رمضان است و باید تکلیف اش مشخص بشود می تواند روزه بگیرد یا نه. پارسال میانه ی ماه رمضان معده اش خونریزی کرد. تا دم مرگ رفت. کارش به بیمارستان کشید. سه چهارشب توی بیمارستان بود. و من هم با زبان روزه بالای سرش. تازه در شرایط کرونایی. همانوقت دکتر گفت تا عمر داری دیگر نمی شود روزه بگیری. حالا می گوید می خواهم بگیرم. منهم گفتم برو دکتر هرچه دکتر گفت همان را بکن. حالا پس فردا ماه رمضان است. داشت یادم می رفت، البته مهمان هم دارم.آخر آدم به خاطر شرایط کرونا بخواهد مهمانی توی حیاط و محیط باز بدهد، بعد برود صندلی فلزی برای توی حیاطش بخرد با یک تاب، که عمری است دلش می خواسته . حالا اردیبهشت اصفهان هم باشد وحیاط هم پر گل باشد و هوا هم پر بوی عطر، مگر می شود ننشست روی تاب و لب تاپ را باز کرد و چیزی نوشت؟

حالا بگذریم که صاف همین حالا شارژ لب تاپ هم تمام می شود و مجبور می شوم برم توی ایوان که پریز برق هست. روی تاب نشد ولی توی ایوان شد.

از دزدی می گفتم. این دزدی را البته به توصیه ی استادم کردم. شاهین. که البته این هفته بخاطر مهمانی نمی توانم سر کلاسش هم حاضر بشوم و کلی تمرین های عقب افتاده و کتاب نخوانده هم دارم. او توصیه می کند هر 5 دقیقه ای وقت کردید بنویسید.

من از این وقت دزدی های خیلی می کنم. به چشم نمی آید وگرنه دزد قهاری هستم.

حالا هم یک نفس راحت می کشم  که دزدی امروز راهم کردم.  حالا پانصد و خورده ای کلمه شد هم بشود. دزدی دزدی است کم و زیادش خیلی فرقی ندارد.  

حالا می آید و می گوید چکار کردی چه بگویم؟نمی دانم.

2+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس