اینقدر با هم نزُکیم!
قدیم ها که کرونا نبود و خانواده ها و فامیل، دور هم جمع میشدند، گاهی بچههای فامیل که با هم بازی میکردند، سر اسباببازی و یا هرچیز دیگری با هم دعوایشان میشد. حتی گاهی به سروکول هم میپریدند و گل و گیس هم را هم میکندند. از این دعوای بچهها، گاهی بزرگترها هم عصبانی میشدند و بایکدیگر سر اختلافات بچه هایشان جرو بحث میکردند. به هم تیکه میانداختند و تربیت های همدیگر را زیر سئوال میبردند. گاهی حتی عصبانیتر می شدند و قصد رفتن و ترک کردن مهمانی را هم می کردند.
اما وقتی برای آوردن بچه ها یشان و برگرداندنشان به خانه دوباره سراغ آنها می رفتند، با کمال تعجب می دیدند همان بچه ها مشغول بازی با هم اند و دیگر از دعوا خبری نیست.
آنوقت اگر منعطف بودند لبخندی می زدند و آنها هم برمیگشتند و اگر حساستر و باریک بین تر بودند بچه را به زور و گریه و شیون،میبردند و تا مدتی در جمع فامیل شرکت نمیکردند.
حکایت ما در فضای مجازی هم سالهاست که همین شده.
عید میآید و نوروز و چهارشنبه سوری و شادی، به هم غر میزنیم.
اعیاد مذهبی میآید و جشن و پذیرایی،با هم میزکیم.
هواپیما سقوط میکندفغان میکنیم و با وجودیکه همه ناراحتیم بههم فحش میدهیم.
تیم فوتبال می بازد یا می برد،فحش می دهیم.
زلزله میشود،افسوس و فغان و طلبکاری میکنیم.
سیل میآید، دعوا می کنیم.
کرونا زیاد میشود،طلبکار همیم.
کم میشود،بازهم می زکیم.
و خلاصه هرچه اتفاق میافتد، ما با هم جروبحث می کنیم و می زکیم!
پست کپی پیس می کنیم و استوری می کنیم.
زیرش در کامنتها فحش میدهیم.
و از یکدیگر هم، نمیخوریم( یعنی هرطور شده جواب میدهیم، که طرف مقابل فکر نکند کم آورده ایم.)
گاهی حتی در گروههای خانوادگی هم دعوا میشود. گروهها به هم میریزد، همه لفت میدهند.
کرونا هم که دیدارها را مختل کرده، نتیجه اش؟
بچه های تازه وارد دنیا آمده خاله و دایی و عمو که ندارند، خاله و عمو و دایی مادر و پدرشان را هم دیگر نمیشناسند.
اینها هیچ.
نگران اینها نیستم.
ما ایرانیها گوشت هم را بخوریم استخوان همدیگر را دور نمیاندازیم.
همین فامیل از هم گسیخته در اولین فرصت دور هم جمع می شوند و قربان صدقههم میروند.
فامیل که هیچ، همان کاربران فضای مجازی هم پایش که بیفتد و بهانهای پیدا شود و کسی پشتشان نباشد روی هم را می بوسند و قلب برای هم می فرستند.
ففط گاهی نگران آنها میشوم که این دعواها را میبینند و خوشحال میشوند.توی دلشان غنج میرود و با دمشان بشکن میزنند.
بعد هم می نشینند توی ایوان سفارتخانه شان و عکس یادآوری میاندازند.
اینها هم البته نگرانی ندارد.
چون درست همین جاست که محاسباتشان، دوباره غلط ازآب درآمده. ایرانی جماعت را نشناختهاند.
آن بنده خداها می بینند ما باهم دعوا که می کنیم ، فحش هم که به هم میدهیم. به مقدسات و عقاید هم، توهین میکنیم، کرونا هم که افتاده است بینمان، محاصره ی اقتصادی هم که هستیم کسی واکسن مان نمیدهد. اعصاب ها هم که همه در شرف انفجار است. خوب کارمان تمام است دیگر. عکس پیروزیشان را میگیرند.
صندلی میگذارند در ایوان سفارتخانه و عکس چرچیل وروزولت و استالین را در جنگ جهانی،تداعی میکنند.
حالا از بیعرضگی مدیران که بگذریم، اینها دعواهای ما را میبینند و خوشحال اند” سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن”شان موثر واقع شده. می نشینند توی ایوان و عکس پیروزی میگیرند.
اما ما مردم غیر قابل پیش بینی هستیم. ما ایرانیها چیزی در سینه داریم که آنها ندارند. برای همین است که محاسباتشان هی غلط از آب در میآید.
ما ایرانیها درسینه هایمان قلبهایی داریم مملو از مهربانی و عشق.
و عشق غیرقابل پیشبینی است.
ما یکدیگر را واقعا دوست داریم. حتی اگر ترک وطن کرده باشیم و در بهشتهای موعود زیست کنیم. دلمان برای هم تنگ می شود. کافی است چند وقتی همدیگر را نبینیم و کافیاست بعد این چند وقت ندیدن، دوباره یکدیگر را ببینیم. آنوقت مثل همان بچه ها، اگر کرونا اجازه دهد، یکدیگر را سفت، بغل میکنیم و می فشاریم. با وجود تمام جروبجث ها و زکیدن های قدیم. همه را از یاد می بریم.
ما با هم میزکیم اما آخرش به هم لبخند میزنیم.
اینقدر الکی با هم نزکیم و در این شرایط روی اعصاب هم، پیاده روی نکنیم.
در روزهای سخت، مثل امروز، بیش از هرچیزی همدلی نیاز است.
از لغت نامهدهخدا : زکیدن . [ زَ / زُ دَ ] (مص ) خود بخود از قهر و خشم سخن کردن . (از برهان ) (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). لندیدن و با خود از روی خشم و قهر در زیر لب سخن گفتن . (ناظم الاطباء). ژکیدن . زک و زار زدن . شکایت کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ژکیدن شود.

درود فرزانه جان عالی بود موضوع متنت
ممنون همراه همیشگی
مثل همیشه عالی و قابل تامل👌🏽🌻
بسیار ممنونم