نوشتن برای رفع اضطراب

کلاس پنجم دبستان بودم.آن وقتها در پایان کلاس پنجم و قبل از ورود به دوره‌ی راهنمایی باید امتحان نهایی می‌دادیم. این امتحان یک روز برگزار می شد و همه ی درس‌ها در یک روز و با حضور معلم هایی از مدارس دیگر و نه معلم های خودمان،  انجام می شد. البته که معلم‌هایمان هم خیلی سفارش و تاکید داشتند نمراتمان خوب شود و ما کلا از فضای امتحان نهایی می ترسیدیم. و اضطراب و هول و ولای امتحان اگر نگویم از ابتدای سال، از اواسط سال تا آخرش همراهمان بود.

شبی که فردایش امتحان نهایی بود، من از شدت اضطراب، خوابم نمی برد. صبح روز بعد باید خیلی زود برمیخواستم چون مدرسه ای هم که در آن امتحان می دادم مدرسه‌ی خودم نبود. باید خوب استراحت می‌کردم تا بتوانم سر امتحان تمرکز کنم و در یک روز همه ی درس‌ها از علوم و ریاضی گرفته تا فارسی و املا و تاریخ و بقیه را جواب بدهم.

اما از شدت هول و ولا خوابم نمی برد. یک ساعتی در رختخوابم غلطیدم و هر لحظه حالم بدتر می شد.

نمی دانستم چکار کنم. عاقبت بلند شدم و نشستم. فکری به ذهنم رسید. من آن روزها یک دفتر خاطرات داشتم که گاهی خاطرات روزمره‌ام را در آن می‌نوشتم.

آن را باز کردم و این جمله را نوشتم.

الا بذکرالله تطمئن القلوب. معنی‌اش واضح است. با یاد خدا دل آرام می‌گیرد.

با خودم فکر کردم شاید نوشتن این آیه که از دبیر دینی یاد گرفته بودم، مرا آرام کند ولی باز هم فایده‌ای نداشت.بازهم نوشتم و نوشتم.  به خودم گفتم: حتما اثری در این آیه و نوشتن آن باید باشد.

این آیه را دردو سه صفحه‌ را نوشتم و بالاخره به آرامش رسیدم. آنوقت در کمال آرامش خوابیدم.

این جریان شب کنکور هم تکرار شد. و شاید شب امتحانات و یا مراحل سخت دیگری که در زندگی داشتم.

در تمام این مراحل، نوشتن، به من کمک کرد تا آرام شوم. اضطراب و ناراحتی خودم را مدیریت کنم و به آرامش برسم.

شما چه تجربه‌ای از نوشتن برای آرامش دارید؟

در مورد این مطلب می‌توانید به نوشته ی قبلی من در سایت هم مراجعه کنید.

2+

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. انگار تمام افکار با جوهر چسبناک و کثیف یکی میشه و از ذهن خارج میشه.

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس