سخت‌ترین کار برای نویسنده چیست؟

«دشوارترین کار برای نویسنده، نوشتن نیست، ننوشتن است.»
-پر اولو اینکویست

نویسنده بودن تنها یک حرفه نیست، هر نویسنده‌ای هم، نویسنده‌ی حرفه‌ای نیست، اما برای کسی که با نوشتن ایاغ شده‌است، جداشدن از فضای نوشتن، دردی است، یک مریضی است مثل مرض‌های دیگر. مریضی که سخت و جانکاه است، مقدمه و اوج و فرود دارد و دوره‌ی نقاهت هم.
به همین دلیل آدمی که می‌نویسد، اگر ننویسد مریض است و اگر بنویسد سالم. و اگر مدتی ننویسد، تعادل بدنش بهم می‌خورد.
تعادل وقتی برقرار می‌شود و اوضاع گل و گلاب، که دوباره قلم روی کاغذ بگذارد.
گاهی شروع دوباره نوشتن اما، سخت است. نویسنده وقتی، مدتی از نوشتن دور می‌ماند، رجعت برایش سنگین می‌شود. آنوقت است که می‌ماند بر سر دوراهی، دوراهی که یک راهش، ننوشتن است که مریضش می کند و نامتعادل ، و یک راهش، جسارت دوباره از سر نوشتن است.
اگر درد ننوشتن سخت‌تر از جسارت باشد بی‌شک نوشتن انتخاب می‌شود. اینجاست که باید، به نویسنده سلام گفت. سلامی برای آغاز دوباره.
اما اگر تحمل درد ننوشتن را داشته باشد، و تاب هجران و فراق از نیستان را هم، یا باید در نویسنده بودنش شک کرد( که این بعید است، چون همه یک نویسنده‌ی درون دارند) و یا باید به تاب و مقاومتش، آفرین….. نه این آفرین ندارد، تاب آورده است دیگر.

1+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

8 دیدگاه‌

  1. نوشته تان را دوست داشتم،صمیمی، روان، پر از صداقت…
    ترجیح من نیز خانواده و تحصیل بوده و انچه هنوز ترک نکردم، نوشتن است….خوشحالم از اشنایی با شما

    0
  2. چند روزی بود که نبودم. چقدر متن زیبایی نوشتید. لذت بردم.

    0
  3. نوشته ی شما را دوست داشتم نکات واقعی وازصمیم قلب

    0
  4. سلام به شما فرزانه خانم فولادی عزیز
    که همش اسمتونو تو مدرسه و وبینارا می دیدم میگفتم میام سر میزنم اما نشد
    اما این گروه وبلاگ نویسان کمک کرد تا بیام یک به یک همکلاسیا و دوستای عزیز و خوش ذوق مدرسه سر بزنم.

    دقیقن ننوشتن خیلی سخت میشه.
    میخوام یه تبریک به شما بگم که از سال 99 وب سایت دارین
    با گذشت 200 روز از وبلاگ نویسی هر روزه، حالا وقتی نمی نویسم حس میکنم اون روز رو زندگی نکردم.
    قلمتون سبز عزیز
    راستی

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس