آیا نوشتن آب در هاون کوبیدن است؟
بچه که بودیم، مثل حالا وسایل سرگرمکننده و بازی ها و اسباب بازی و کلاس و پارک و… نبود. تلوزیون هم فقط ساعتی مشخص و تا وقتی مشخص برنامه داشت. به همین دلیل ما بچهها فرصتهای آزاد زیادی داشتیم. هرچه هم برای بازی و نقاشی و کاردستی درست کردن وقت میگذاشتیم بازهم وقت، زیاد میآوردیم بخصوص درفصل تابستان و تعطیلیها.
عصر که می شد، حوصلهمان حسابی سر می رفت. و نتیجهی این حالت، نق زدن به مادر بود:” مامان حوصلهم سررفته.” و مادر وقتی اصرار زیاد ما را میشنید در جواب ما میگفت:” برو یه ذره آب بریز تو هاون بشین بکوب تا سفت بشه.”
اوایل توجهمان به اینکار جلب میشد.با خود فکر میکردیم که آیا واقعا اگر مقداری آب را در هاون بریزیم و بکوبیم سفت می شود یا نه. اما حتی ما بچهها هم، با فکر کردن در مورد اینکار، محال بودن آن را درک میکردیم و نیاز به آزمایش نداشت. آنوقت میفهمیدیم مادر سربسرمان میگذارد. او خودش هم نمیدانست برای ما چه کاری جور کند که سر ما را سرگرم کند به همین دلیل سربسرمان میگذاشت.
چند روز پیش که مشغول نوشتن متن یک کتاب بودم، یاد این حرف مادرم افتادم که البته ضربالمثلی است.” آب در هاون کوبیدن” ضربالمثلی است به معنای کار بیهوده کردن. کاری که سر را گرم میکند اما نتیجه ی خاصی ندارد.
آن لحظه مشغول نوشتن بودم و این سوال در ذهنم شکل گرفت که آیا نوشتن آب در هاون کوبیدن است؟
آیا نوشتن کاری بیهوده و بینتیجه و در واقع برای سرگرمی و وقت گذراندن است؟
آن لحظه بدون هیچ تاملی جواب در ذهنم حاضر شد. به نظرم دربارهی تنها کاری که این ضرب آلمثل صادق نیست نوشتن است. نوشتن در سادهترین شکل ممکناش هم، یعنی در یادداشتهای شخصی و یا یادداشتهای صبحگاهی، برای نویسنده بسیار مفید و اثربخش است. چه رسد به شکلهای پیچیده تر مثل شعر و داستان و مقاله، که علاوه بر نویسنده، خوانندگان هم از آن سود و لذت می برند.
نوشتن، علاوه بر ایجاد آرامش باطنی برای نویسنده، باعث انتقال این آرامش به خوانندهی متن هم میشود.
نوشتن، عامل انتقال علوم، فنون، احساسات و تجارب بشری است. درست است که کلمه و سخن هم همین نقش را ایفا می کند اما نوشتن مرزهای زمان را پشت سر می گذارد و از زمانی به زمان دیگر این انتقال را انجام می دهد. ما در این زمان به مدد همین نوشتنها توانستهایم در طول تاریخ سفر کنیم و با اطلاعات و احساسات و فرهنگ همهی جوامع آشنا بشویم. و به مدد همین نوشتن میتوانیم عقاید و احساسات خودر ا در همین زمان و برای زمانهای دیگر به ارمغان بگذاریم.
با نوشتن میتوانیم ارتباطی را که از طریق حتی حضور و مصاحبت کامل نمیشود، کامل و درونی کرد. به مدد نوشتن، عمیق ترین معنا و مفاهیم درونی که انتقالش محال به نظر می رسد قابل انتقال است.
نوشتن حتی اگر فقط و فقط برای نوشتن باشد و نه برای انتقال و ارتباط، عاملی برای خودشناسی و درک کردن جهان درونی خودمان هم هست.
نوشتن کلید شناخت است شناخت جهان درون و جهان بیرون.
بله هرکاری را شاید بتوان بیهوده دانست جز نوشتن.

نوشتن چون اکسیژن است برای ریههای خستهی روح و ذهنمان.
لذت بردم فرزانهی نازنینم. آفرین به پشتکارت، به دوستی با تو افتخار میکنم.
همچو هاوَن
آب در هاون کوبیدن
لحظه شکفتن گُل است
لحظه آفرینش گِل است
دوران زمین به دُور خود است
چرخش کهکشان در مرکز خود است
نوشتن بیهوده در دفتر خود است
آب را می خوانم
همچو هاون می مانم
سخت و سنگین
آب را می نویسم
همچو هاون می دانم
تُهی و بی دین
آب را می نوشم
همچو هاون می کوبم
شاد و غمگین
آب در هاون کوبیدن
همین لحظه امید است
همین ضربه نوید است
از ضربات سرد جدایی
از کوبیدن درد رهایی
اب را کُند محزون
شاعر را کُند مجنون
گُل شکُفتن
گِل آفریدن
شعر در هاون سرودن
زیبا بود ممنون