واقعا چه طعمی؟

طعم‌ها و چشیدن‌ آنها مخصوص زبان و دهان و حس چشایی است. اما به نظر من، هرچیزی دیگری هم می‌تواند طعم داشته باشد. مثلا موسیقی. شاهدش بتههون است که به طعم موسیقی اعتقاد داشته.

یا حتی روزهای زندگی هم طعم دارد، این دیگر ، واقعیتی پرتکرار برای همه است. اتفاق افتاده که می گوییم امروز روز شیرینی بود و یا خاطرات آن سالها تلخ بود.

اما آنچه می‌خواهم در مورد طعم شان حرف بزنم، انسان‌ها هستند.

 انسانهای متفاوتی وجود دارند  وطعم‌های زیادی هم وجود دارد . البته چهار طعم اصلی شیرینی و شوری و تلخی و ترشی مطرح‌اند، اما تندی و ملسی و لذیذی، هم هست که ملسی و لذیذی را یکی می‌گیرند.

اگر بخواهی طعم غذا یا خوراکی را بدانی باید از زبان خودت کمک بگیری. اما اگر بخواهی طعم انسانها را بفهمی باید با آنها زندگی کنی و سروکار داشته باشی. زبان در یک لحظه، تکلیف طعم را روشن می‌کند اما طعم انسانها به این زودی معلوم نمی شود، بخصوص که بعضی آدم ها ترکیبی از چند مزه‌اند.

مزه‌ها در آدم‌ها چگونه است؟

آدم شیرین را شاید همه شنیده باشیم. بخصوص بچه‌ها این طعمی‌اند.

آدم شیرین، لحظات زندگی را مثل عسل شیرین می کند. خودش شیرین است و در هوا قند پخش می کند. برای همین است که دوست داری ساعت‌ها کنارش باشی و از شیرینی‌اش لذت ببری.

آدم شیرین، شیرینی‌اش را به هر صورتی بیرون می ریزد، یا با طنازی و طنزپردازی و یا با عشوه و خوش‌کلامی. و یا حتی در سکوت و هم‌دلی.

لازم نیست حتی، کاری کند. همین که کنار تو باشد و تورا درک کند، با تو راه بیاید و همراهی کند هم شیرین است.

البته که زیبایی هم در شیرینی موثر است اما در واقع، خلق و خوست که طعم را تثبیت می‌کند.

گذشته از آدم‌ها ی شیرین که فرشتگان خدا هستند روی زمین، آدم‌هایی هم وجود دارند که شورند.

این آدم‌ها نمکی‌اند و نمک شان برای زندگی کردن لازم است. بودن این‌ آدم‌ها به زندگی طعم و مزه می‌دهد و نبودنشان زندگی را بی‌مفهوم و بی‌مزه می‌کند.

این‌آدم‌ها حتی گاهی، به زندگی همه ‌طعم می دهند. برای همه مفیدند و به همه ثمر می رسانند.

بودن در کنار این آدم‌ها خوبست اما حدی دارد. اینطور آدم‌ها گاهی زیاده از حد شوری می کنند. آنوقت زندگی‌ات از زور شوری به تلخی می گراید.

خوب این طبیعی است که هر چیزی حدی دارد حتی شوری. نمک لازم است اما زیادی‌اش بیماری می‌اورد.

اما طعم دیگر آدم‌ها، ترشی است، ترشی مزه ی دلپذیری نیست اما بد هم نیست. بعضی حتی ترشی را خیلی دوست دارند. آدم‌های ترش هم برای همه قابل تحمل نیستند. جفت خودشان را می طلبند. دایره‌ی تاثیر این آدم‌ها محدودتر از آدم‌های شیرین است، چون همه‌پسند نیستند. باید کسی پیدا شود و عاشقشان بشود تا بتواند کنار آنها زندگی کند.

اما همین آدم‌های ترش هم می توانند در کنارآدم دیگری، برای بقیه قابل تحمل باشند. آدم ترش باید حتما جقت داشته باشد تا دلپذیر باشد.

اما آدم‌ تلخ. تلخی متاسفانه طعمی بد و ماندگار است.آدم های تلخ هم تاثیرشان روی دیگران عمیق و ماندگار است. اینطور آدم‌ها را با یک من عسل هم نمی شود خورد. اگر هم بدشانسی بیاوری و مجاورشان شوی، تلخی‌شان نه تنها وجودت را تلخ می کند و اوقاتت را به هم می ریزد بلکه تلخی آن هیچوقت از خاطرت بیرون نمی رود.

درست مثل یک قهوه ی تلخ که تمام رگ‌های بدنت را درگیر می کند و خواب را از تو می‌رباید.

از‌آدم تلخ باید دوری کرد، اما گاهی نمی شود. آدم‌های تلخ بهرحال وجود دارند و گاهی نزدیک‌ترین آدم‌های اطرافت تلخ هستند. اینطور مواقع، چاره اش یک بیسکوییت شیرین است کنار قهوه، و یا یک فنجان آب روی آن.

خودت باید چیزی پیدا کنی و تلخی اوقاتت را به شیرینی متمایل کنی.  

نظر شما درباره ی طعم آدم‌ها چیست؟

1+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. فاطمه سادات جزائری گفت:

    خیلی عالی نوشتی جان دلم. موضاعت متفاوتو دوست دارم.

    اما نظر من درباره طعم آدمها:

    گاهی جادوی عشق میتونه حتی تلخیهای معشوق رو برات تبدیل به شیرین‌ترین و دلپذیرترین طعم کنه.

    عشق به معنای واقعی یک معجزه‌ست…

    0
  2. افسانه سابقی گفت:

    زیبا نوشتید، طعم آدمها بسته به کلام، رفتار و نگاهی هست که به خودشون و دیگران دارند.

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس