چپ یا راست
چپ یا راست؟
همش تقصیر توعه تقصیر من ؟ به من چه؟ باز دوباره همه چیزو گردن من ننداز
_ اگه اون چکرونمیگرفتی که بدبخت نمیشدیم..
بس کن. اولا کدوم بدبختی بعدشم نقش خودتو هیچوقت فراموش نکن.خودتم مقصری. من؟ من بدبخت چیکارهم. کم بهت التماس کردم.
_ یه کم ساکت شوببینم. لاک ناخنام ریخته. ببین از بس بد لاکمیزنی.
_ من بد لاک میزنم؟ توکه خودت بدتر میزنی. همیشه اول مجبورم لاک تورو بزنم بعد نوبت تو که میشه اینقد سر خراب شدن لاکت میترسی که گند میزنی به ناخنای من.
_ ناخنای توخودش گند هست.کل کلی.یکی کوتاه یکی بلند.
_ بله دیگه وقتی جور تورو میکشم وبیشتر کارا گردن منه همینم هست. ناخنای من بدبخت میشکنه. ناخنای جنابعالی خوب و سالم میمونه. تازه طلبکارمم هستی.
به من حسودیت میشه اینطوری توجیهش میکنی. خیلیا هستن دست راستشون بهتر از دست چپشونه. ازما که درنیومده. تو خودت مشکل داری. همیشه به من انتقاد میکنی. به کارای من ایراد میگیری. ینی الان میفرمایین شما که دست چپید بهتر از منی؟ بله هستید .بخصوص باهمون گندی که دیروز زدی.
گند چیه؟ تو درک نمیکنی. همش مث گداها دستت پیش رئیس درازه. شندرغاز پول بخور و نمیر حقوق ماهیانه بهت میدن که آنی خرج میشه میره. حالا که من تور انداختم یه درآمد مفت و راحت جور کردم قر میزنی. لیاقت نداری. من دست راست این بنده خدا هستم. به من اعتماد داره. همهی کارارو به من میسپاره. حالا بیام بهش خیانت کنم؟
خیانت چیه؟ من دلم براش میسوزه. دلم برای همه میسوزه. مردک اومد تو بانک، یه تقاضایی داشت. مشکل داشت. باهام حرف زد. خواهش کرد. مشکل ماروهم میدونست. منم کارشو راه انداختم. بده؟ دست چپم ولی با یه تیر دوتا نشون زدم. هم مشکل این بندهی خدا رو حل کردم هم مشکل اون بندهی خدارو. بد نشد که. حالا یه پول راحتیام میره تو جیب این بندهی خدا. حالا من بهترم یا تو ؟ حالا چک رو چیکارش کردی؟ کجا گذاشتیش؟
چیکار داری؟ یه جایی! اشتباه نکن این پولا به درد این بندهی خدا نمیخوره. برکت نداره که هیچ بدبختشم میکنه. کجا گذاشتیش؟ وایسا یببینم ایناهاش تو جیب چپشه. گذاشتی تو جیب سمت خودت، من بهش نرسم؟
برش نداریا. من میدونم بندهی خدا راضی نیست. ساکت باش . باید دوباره نشونش بدم. باید یه کم نگاهش کنه. شاید بفهمه نباید اینو قبول کنه. من میدونم. اون آقا اصلا واجد شرایط وام نیست.
مطمئن باش اصلا محلت نمیذاره. اینقد مشگل داره و به این پول احتیاج داره که بدون تامل قبولش می کنه. اونوقت تویی که کنفت میشی. نه اشتباه میکنی. درسته که مشگل داره ولی وجدان هم داره. منم داره. من دست راستش هستم.
هه هه منم داره. دست چپم داره. من بیشتر به دردش میخورم تا توی قرقروی امل عقبافتاده. آره. تو دائم بدبختش میکنی. یادته اوندفعه؟ رو لجبازی با دوستش سپیده، عکس سپیده رو تو اون وضع، فوروارد کردی برای همه؟ آبروشو بردی؟ خداروخوشمیومد با دوستش همچین کاری بکنی؟
_ حقش بود با کارایی که سپیده با این بندهخدا کرد همینم براش کم بود.
_ ولی این راهش نبود؟
_ لابد مث تومیکردم. زنگ میزدم عذرخواهی میکردم. مث اون دفعه که برداشتی به مادرش که این همه غر زد و دعوا کرد، زنگ زدی و بابت اینکه این بندهخدا نرفته خونشو تمیز کنم عذرخواهی کرد؟
_ این درست ترین کاری بود که کردم.
_ آره خودجل هستی دیگه. خوشت میاد خودتولوس کنی.
_ حالا حرفو عوض نکن یه کم راه و روشت رو عوض کن. ببین من این چک رو میذارم تو جیب راست لباس بندهی خدا، فردا برش میگردونم به اون آقا. بهش میگه اینکار امکان پذیر نیس. شما شرایطش رو ندارید.
_ نه بابا خر نشیها. اینکارونکن. بدش به من. من بلدم چیکار کنم.
_ هی چیکار میکنی. پاره میشه ها. نکن. عه. نکش. میخوای چیکار کنی؟
_ بذار. فردا بهش میگه آقا، این کار خیلی دردسر داره. واقعا نمیارزه. نمیارزه من آبرومو پاش بذارم.
_ آفرین. حالا شد.
_ بعدش بهش میگه این چک نمیتونه جبران اینکار باشه. نه، وایسا، میگم مبلغ این چک نمیارزه من بابتش اینکارو بکنم. تا بفهمه و مبلغ رو زیاد کنه.
_ اینقد چرت وپرت نگو. بندهی خدا رو بدبخت نکنیها. یه وقت اینکارو نکنی. بده من چک رو. باید بذارم پیش خودم. توی جیب راست. فردا میدونم چیکار کنم. میره پیش رئیس شعبه. چک رو بهش میدم و میگه شما جواب این آقا رو بدین.
_ هه هه اونم میگه باشه. چک رو برمیداره واسه خودش.
_ هرکاری میخواد بکنه. اونوقت ما دیگه مسئول نیستیم. پس فرداهم لازم نیست جواب بدم. توام از من میشنوی فکر جوابایی باش که پس فردا باید بدی.
_برو بابا دلت خوشه. نه من کارهای هستم نه تو. این بندهی خدا باید تصمیم بگیره. پس ییخود رجز نخون. من سعیم رو میکنم. توهم بکن. ببینیم چیمیشه.
