چرا باید مطالعه کنیم؟
مطالعه
هر روز خورشید طلوع میکند. آدمها بیدار میشوند و هرکسی دنبال کار خودش می رود. هر کسی در دنیای خودش گشتی می زند و تا شب که به رختخواب برگردد، سفری در این دنیای محدودش کرده است.
دنیای هر آدمی با دنیای دیگری فرق دارد. ممکناست وجه اشتراکهایی بین دنیاهای مختلف از آدمهای مختلف وجود داشته باشد، ولی کلیت این دنیاها کاملا متفاوت است.
من همیشه میگویم و به این قضیه معتقدم که به عدد آدمهای روی کرهی زمین جهان وجود دارد. هر انسانی جهانی است برای خودش.
از طرف دیگر آدمی گرفتار مرور زمان است، و جهان او هم متاثر از این گذر زمان. بیشک گذر زمان بر جهان انسانها تاثیر میگذارد و آن را متحول میکند.
جهان یک کودک وقتی بزرگتر می شود، با شناخت ها و تجربههایش بزرگتر می شود.
شاید بتوان ادعا کرد که جهان همهی انسانها رو به وسعت است. حتی اگر آن انسان اهل رشد نباشند خواهناخواه در اثر رشد جسمانی و شناخت محیطی دستخوش گسترش جهانشان خواهند شد.
شناختی که یک آدم بزرگسال دارد حتی اگر اهل تفکر هم نباشد، حتما وسیعتر و گستردهتر از جهان یک کودک است.
عوامل زیادی در وسعت یافتن جهان شناخت یک انسان موثرند. مثلا سفر و تجربه، که باعث میشود، آدمی با محیطهای جدید آشنا شود و از محدودیت مکانی خودش فراتر برود.
نقش تفکر در این افزایش وسعت جهان، بدون انکار است و یکی از ابزارهای تفکر، مطالعه است.
با مطالعه یاد میگیریم فکر کنیم و با فکر کردن جهان محدود حیوانی ما بدل به جهان وسیع انسانی می شود.
با مطالعه در کتاب سفر میکنیم و با سفر در کتابها بدون تغییر در مکان، جهانی وسیعتر را تجربه میکنیم.
در زندگی روزمره، هر کدام از ما گرفتار کارهایی هستیم، که ذهن ما را به خود مشغول میکند. آنقدر مشغول میکند که گاهی تمام غایت و هدف ما همین روزمرگیها می شود. آنوقت جهان ما می شود همین روزمرگیهایی که هرروز بیبدیل تکرار میشود.
این تکرار آرام، گرچه آرام است اما ملال میآورد. گرچه بیدردسر و دغدغه است اما شایستهی روح بیانتهای یک انسان نیست.
به همین دلیل است که چنین آرامی، آرامش نمیآورد، بلکه ملال میآورد و ناامیدی. کسالت میآورد و پوچی.
تکرار مکررات کار و شغل و تحصیل و خانه و… مشغلههایی هستند که لازمند اما کافی نیستند. روح گستردهی آدم با اینها سیراب نمی شود.
به همین دلیل، انسان گمشده ای دارد. انسان گمشدهای پیدا میکند. گمشدهای که روح غنی او را ارضا کند.
اما مطالعه، راهیاست که پیش روی انسان گشوده میشود. راهی که او را به سرزمینهای جدید و وسیع می برد.
مطالعه آدمی را از دنیای کوچک و تکراری خود خارج میکند، و با دنیاهای وسیع و بیانتهای جدید آشنا میکند.
مطالعه ذهن را ورزش میدهد، قوی میکند و پرورش میدهد. و وسیع می کند.
آدمی از طریق کتابهای مختلف با عوالم جدیدی آشنا می شود و از دنیای محدود خودش خارج میشود.
به نظرم خیلی هم لازم نیست هزینه کنید و به سفر بروید. یک هزارم هزینه ی سفر را بدهید، کتابی بخرید و با آن سفر کنید.
