100 داستان

این اولین روز صدداستان است. اول بهمن 99 این چالش به مدت سه ماه طول می کشد .در این دوره که شاهین کلانتری در مدرسه نویسندگی طراحی کرده هرروز باید یک داستان نوشت. من وارد این دوره شدم و می خواهم خودم را درگیر این چالش کنم.

با شناختی که از خود دارم کاری را غیر درس خواندن سراغ ندارم که آنرا پیوسته و با همان شوق روز اول توانسته باشم تا آخر انجام دهم.

معمولا اینطور است که وسط کار شوقی را که اول کار دارم از دست می دهم. و همین باعث می شود یاکار را ادامه ندهم و یا آنرا به پایان نرسانم.

ازطرف دیگر عادت ندارم به زور کاری را انجام بدهم . مخصوصا نوشتن را. و حالا میخواهم 150 روز داستان بنویسم آنهم به زور!

جالب این است که قبل از شروع دوره، در چندروزه اخیر سرم پر از سوژه بود. و منتظر امروز بودم و شروع دوره اما امروز همه چیز از سرم پریده و هیچ چیز به ذهنم نمی آمد.

با این حال شروع کردم و یک جریان کاملا عادی را نوشتم. مطمئن هستم که این صد داستان همگی داستانهای خوبی نخواهند شد اما بطور حتم بعضی از آنها خوب خواهند بود.

اینکه امروز داستان تغییر که توی سایت هم ثبت شده جایزه گرفت را به فال نیک می گیرم و با روحیه شروع می کنم.

من آدمی هستم که گرچه تحت چهارچوب و زور نمی توانم بنویسم اما متاسفانه یاد گرفته ام تحت مدیریت بیرونی کاری را انجام بدهم . پس خودم را به مدیریت بیرونی می سپارم.

اگر تنها کار خوبی که در دوران زندگی ام کرده ام درس خواندن خوب بوده حالا فکر می کنم یک ترم دانشگاهی را شروع کرده ام با 2 واحد کلاس نویسندگی خلاق استاد کشوری و 2 واحد نویسندگی خلاق استاد شاهین کلانتری و 2 واحد عملی 100 داستان.

پس بسم الله.

0

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس