از هدف تا واقعیت

فرض کنید کسی می خواهد فرشی ببافد. می رود و نقشه ای تهیه می کند. او نقشه ی کاشان دوست دارد اما وقتی نقشه را می بیند تشخیص می دهد چقدر بافتش سخت است. پس یک نقشه ی راحت تر انتخاب می کند .مجبور می شود یک نقشه خشتی یا درشت بافت بخرد. بعد دار قالی را می زند و شروع می کندبه بافتن. برای بافت رنگهای مختلف فرش، پشم را تهیه می کند اما بعضی رنگها را گیر نمی آورد وبعضی از رنگها هم که دوست دارد اصلا توی بازار نیست و مجبور می شود رنگی نزدیک به آن و یا رنگ دیگری به کار ببرد. از طرفی تصمیم دارد این قالی را شش ماهه تمام کند و روی در آمد آن هم برای کاری حساب می کند اما به علل مختلف مثل بیماری خودش یا اطرافیان، فوت نزدیکان، بچه دار شدن یا هرعلت دیگری در تمام شدن قالی تاخیر می افتد. در نهایت آن شخص بعد از آنکه پول لازمش را از جای دیگری فراهم کرد قالی تمام شده ای دارد که نقشه اش آنی که میخواسته نیست و رنگهایش هم. اما البته قالی است که او بافته.
حالا او می تواند بنشیند و گله کند که چه شانسی دارد و هرچه می خواهد نمی شود و می تواند همان قالی را بعنوان دست آورد خود بپذیرد.
این خیلی طبیعی است که به تمامی هدف با تمام جزئیات آن در ذهن نرسیم ، جهان واقعی با جهان ذهنی ما فاصله دارد.
1067 کاراکتر

1+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس