چالشی برای آغاز کردن

چالشی برای آغاز کردن

همیشه آرزو داشتم در یک هفته نامه یا هر نشریه ی دیگری یک ستون داشته باشم و در آن ستون مطلب بنویسم. مطالبی که امروز آنها را در ردیف جستار قرار میدهند. به هردلیلی از تنبلی گرفته تا وارد نشدن به چنین محیط هایی و اهمیت ندادن به آرزوهای خود و دیگر چیزها هیچوقت به این آرزو نرسیدم و می دانم هرگز نمی رسم. هرگز نرسیدنش از نا امیدی نیست درست است آدم منفی بافی هستم ولی در اعماق وجودم هیچوقت برای رسیدن به آرزوهایم ناامید نشده ام و شاید همه ی آدم ها چنین باشند . البته به غیر از آدم های خیلی منطقی و قراردادی که به شدت به اصول عقلی پایبند هستند و استدلالات عقلشان به آنها می گوید چه رخ خواهد داد. این آدم ها که برای هر چیز دنبال دلیل منطقی هستند قبول ندارند خیلی از اتفاقات غیر منتظره رخ بدهد. اما همین آدم ها هم گاهی در برابر رخدادها دهانشان باز می ماند. زیرا همیشه رخدادها بر اساس اصول عقلی اتفاق نمی افتد..

بهر جهت من به رخدادهای مبنی بر غیر استدلالات عقلی خیلی معتقدم چیزهایی شبیه معجزه که هرروز پیرامونمان رخ می دهد.

وشاید یکی از این رخدادها همین شرایط جدیدی است که در فضای مجازی رخ داده است. چند سال پیش چه کسی پیش بینی می کرد چنین فضایی بوجود آید. و چه کسی چنین شرایطی را با استدلالات عقلی می توانست اثبات کند.

اما این شرایط ابجاد شده فضای مجازی پدیده است که به وقوع پیوسته و امکانات جدیدی برای امثال من فراهم گردیده است. منی که آرزو داشتم برای خودم ستونی داشته باشم الان دارم. یعنی می توانم داشته باشم. و شاید به همان تعداد که قبلا می توانست خواننده داشته باشد الان هم می تواند داشته باشد و بیشتر.

خدارا شکر می کنم که هستم و چنین شرایطی را تجربه می کنم. در واقع من به آرزوی خودم رسیده ام.  درست است نشریه ی کاغذی نیست اما دیگر الان چه کسی کاغذ می خواند؟  خوب یا بد ، با ایجاد حال خوب یا بد،  پدیده ای است که اکنون رخ داده و باید به آن تن در داد.

و به نظرم همه ی مشاغل باید این تحول را بپذیرند. این انقلابی است که با وجود کرونا برای همه رخ داد. هرکس در هر شغلی چنین شرایطی برایش پیش آمد.  شرایطی که باید در کسب و کار و آرزوهای خود تجدید نظر کند و در فضای مجازی به دنبال آنها بگردد.

همانقدر که به نوع کارمان در شرایط معمولی فکر می کردیم و چگونگی بهبود آن اکنون باید به چگونگی استفاده از این فضا برای بهبود کارهایمان و برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایمان بهره ببریم.

انسان در هر اندازه از استعداد و توانایی که باشد در شرایط جدید زود یا دیر حل می شود و خو می گیرد. اگر خودش تنبلی کند و راه را پیدا نکند بالاخره برایش پیدا می کنند و مجبور است آن را یاد بگیرد و اجرا کند. کاری که الان سیستم آموزش ما مجبور شد انجام بدهد. در تعطیلی ها به دلیل آلودگیهای هوا و عوامل دیگر دست روی دست می گذاشت و نگاه می کرد اما حالا با آمدن ویروس کرونا و با مرگ عده ای از خواب بیدار شد و برای آموزش مجازی اقدام کرد. لاک پشتی بودنش و ناقص بودنش را کاری ندارم ولی راهی است که شروع شد و اگر سیستم آموزشی دولتی کند باشد سیستم آموزشی خصوصی حتما روز بروز پیش خواهد رفت.

پس به نظرم باید شروع کرد . در هر جایگاه و هر شغلی که هستیم. برای شغل مان، برای خواسته ها و نیازهایمان، برای آرزوهای در گل مانده مان، یک جاده ی سفید میانبر باز شده که انتظار مار می کشد. لبخند می زند به ما و آماده است ایده های مارا بپذیرد. کسی نیست توی ذوقمان بزند. و کسی هم نمی تواند جلویمان را بگیرد. فرضا که گروهی بسته شود گروهی دیگر باز می شود. و می توان دوباره شروع کرد. فضای مجازی چالش شروع کردن هاست. پس بسم الله.

2+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

۱ دیدگاه

  1. مهدیه گفت:

    الهی که توی این مسیر موفق باشی و به همه آرزوهات برسی.

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس