نویسنده‌ی مادر

من یک نویسنده‌‌ی مادر هستم، نه ببخشید یک مادر نویسنده. یعنی یک نویسنده هستم که از قضا، مادر هم هست، و البته بیشتر مادراست تا نویسنده، چون نویسنده همیشه می نویسد، در هر کجا، در هر زمان و در هر شرایطی. اما یک مادر باید ساعتش را به وقت فرزندانش کوک‌ کند، و هرزمان، که بچه‌ها کاری نداشته باشند به کار نوشتن بپردازد.‌
طبیعی است که یک مادر نویسنده خیلی کمتر از یک نویسنده می‌نویسد. یک نویسنده می‌تواند دائم مطالعه کند، فکر کند، در محافل ادبی شرکت کند و نوشتنش را در جریان، نگه دارد‌. البته که این، کیفیت نوشتن است که مهم است نه کمیت آن. زیاد نوشتن مهم نیست خوب نوشتن مهم است‌. اما بهرحال کار نیکو کردن از پر کردن‌است. و نویسنده مهارتش را مدیون تکرار و مداومت است.
اما داشتم خدمت شما می گفتم، که من یک مادر نویسنده هستم، آرزوی هر مادری داشتن فرزندان خوب و متعالی است و آرزوی هر نویسنده، داشتن یک شاهکار، بصورت یک کتاب و یا کتابهای متعدد.
منهم این آرزوها را دارم. هردوی این آرزوها را. و البته که برای رسیدن به آنها، تلاش هم کرده‌ام. به نظرم، اولویتها البته، فرق می کند، این مسلم است.
ممکن است برای یک مادر نویسنده، اولویت اول، کار نوشتن باشد و بعد فرزندان، و یک مادر نویسنده‌ی دیگر هم البته اولویتش، فرزندان است.
من از دسته‌ی دوم هستم.‌ من بیشتر به خانواده و فرزندانم اهمیت می‌دهم در حالیکه عاشق نوشتن هم هستم.
با این اوصاف، اگر از مهارت نویسندگی کمی اغماض کنیم، شاید، به همین دلایل باشد که من هنوز، توفیقی در ارائه‌ی یک کتاب خوب، پیدا نکرده‌ام.‌کتابی که شاهکار من باشد و بصورت اثری جاویدان از من بماند.
و این مشکل، شاید مشکل هر مادر نویسنده‌ی دیگری هم ممکن است باشد.
با اینحال، امروز داشتم به حاصل مادری کردن چندساله‌ی خودم فکر می کردم. با دیدن فرزندانی که بزرگ کرده‌ام، قند توی دلم آب شد.
من، از تربیت فرزندانم واقعا راضی و خشنودم. و در واقع مادری‌ام را، به ثمر نشسته می‌بینم.
من اگر، کتابی ننوشته‌ام، دو کتاب شفاهی دارم که نمونه‌ی دو انسان شگفت‌انگیز هستند. انسانهایی که من باید خیلی زور می‌زدم و خودم را می‌کشتم تا آنها را در نوشته‌هایم، بازآفرینی کنم. در حالیکه با اطمینان کامل می‌توانم بگویم که هرگز چنین شاهکارهایی را نمی‌توانستم بنویسم، و هیچ نویسنده‌ی دیگری هم چنین شخصیت‌های پیچیده و سیالی را نمی‌تواند خلق کند.
بله من دو کتاب شفاهی دارم که این دو‌کتاب، شاهکار خلقت‌اند، نه فقط شاهکار من. و مثل آنها حتی، یک نفر هم پیدا نمی شود.
کسی نمی تواند از روی آنها کپی‌برداری کند. و یا مثل آنها را خلق کند و یا بنویسد.
و این دو با همه‌ی آدم‌های دیگر متفاوت‌اند. همانطور که همه‌ی آدم‌ها با هم متفاوت‌اند و هر کدام کتابی مستقل هستند.
درعین حال، این دو شاهکار یک تفاوت شگفت‌انگیز دیگر هم با شاهکارهای ادبی دارند. این دو کتاب شفاهی ادامه‌دار هستند.
این دوکتاب من متوقف نمی‌شوند و در یک جلد محدود نمی‌مانند، بلکه نسل به نسل، نه تجدیدچاپ، بلکه در صورتی شگفت‌تر و بدیع‌تر، خلق می‌شوند. و شاهکاری جدید را به دنبال دارند. شاهکار پس از شاهکار. انسانی پس از انسان.
و من از اینکه یک مادرم خوشحالم و سعی می‌کنم نویسنده‌ی خوبی هم باشم.

3+

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس