خلوتی خالی از خلل برای نوشتن

آیا برای نوشتن، به دنبال فرصتی مناسب می‌گردی؟

به دنبال وقتی که بنشینی و تمرکز کنی و بدون دغدغه، درباره ی هرچه می‌خواهی بنویسی؟

آیا به دنبال مکانی مطمئن و آرام هستی؟

پنجره‌ای روبروی یک مکان سرسبز و زیبا یا روبه دریا، که تو را به عالم خیال پرواز دهد و مشتاق نوشتن کند؟

آیا به دنبال یک صندلی راحت هستی پشت یک میز، و خودکاری نرم و روان، و نوری مناسب، که بتوانی در آن، به راحتی بنویسی؟

آیا با وجود همه‌ی اینها، به دنبال سوژه‌ای مناسب برای نوشتن هستی؟

آیا می‌دانی چه می‌خواهی بنویسی؟

می‌دانی دلت می‌خواهد چه بنویسی؟

می‌دانی چه چیز بهتر است که بنویسی؟

آیا فکر می‌کنی اگر آن را نوشتی، نوشته‌هایت اصلا به درد خواهد‌خورد؟

و آیا کسی آنها را خواهد خواند؟

و اگر کسی آن را خواند، درباره ی تو چه فکری خواهد کرد؟

آیا فکر می‌کنی نوشتن تو تحولی در جهان ایجاد خواهد کرد یانه؟

وآیا اصلا نوشتن تو دردی را دوا خواهد کرد یانه؟

و آیا اصلا نوشتن به درد می‌خورد یانه؟

 با وجود تمام این افکار، آیا اصلا می‌توان نوشت؟

بهتر نیست نوشتن را رها کرد و همان کارهای روزمره‌ی همیشگی و قبلی را انجام داد؟

بهتر نیست سر را فرو کرد تا گردن، توی گوشی و لحظات و دقایق را فرو داد؟

می‌شود، اما من پیشنهاد دیگری دارم.

پیشنهاد می‌کنم یک انفجارسرگرم کننده ایجاد کنی.

یک انفجار که همه چیز را دگرگون و پشت و رو کند، اتفاقات خوبی از دل آن بیرون بیاید.

پیشنهاد می‌کنم، قبل و بعد همه ی این افکار، قلم را برداری و بدون تامل و صبر، روی کاغذ بگذاری، و یا کیبورد گوشی را باز کنی و و شروع کنی. شروع کنی به نوشتن.

برای باز شدن راه‌ها، گاهی باید انفجار ایجاد کرد.

انفجاری که همه ی این تارهای سست و دست و پاگیر را از سر راهت بردارد و آنها را پراکنده و نابود کند.

پیشنهاد می‌کنم وقتی همه ی این سوالات به ذهنت حمله کردند، و یا یکی دوتایشان جلویت رقصیدند، قلمت را برداری و با نوشتن چند کلمه ی مشقی، آنها را پراکنده کنی. یک گاز اشک آور بنویس و پرت کن جلویشان تا بسوزند و فرار کنندبروند پی کارشان و تو راحت شوی. آنوقت هرچه می‌خواهد دل تنگت بگویی….

پس در هر شرایطی، در هر زمانی، با هر وسیله‌ای،‌بنویس.

منتظر نمان. انتظار ریشه‌های عشقت را می‌خشکاند و حرارت نوشتن را فروکش می‌کند.

نوشتن یعنی تفکر خلاق. یعنی فکر کردن و خلق کردن. در هر شرایطی سعی کن فکر کنی، و خلق کنی و تولید کنی.

در هر شرایطی با یک انفجار، همه‌ی علف‌های هرز پیش رونده ی ذهنت را و همه ی سدها و موانع ذهنی‌ات را بترکان، و روی ویرانه‌های آن،

خلوتی خالی از خلل، برای نوشتن ایجاد کن.

0

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس