شما کدام راه را انتخاب میکنید؟
شما کدام راه را انتخاب میکنید؟
دوست عزیزم
در زندگی ات، گاهی روزهایی پیش میآید که مشکلات، مثل تارهای عنکبوت دوروبرت را می گیرد. دست و پایت را می بندد وتوانایی هر کاری، بخصوص کارهایی که از ته دل دوست داری را از تو میگیرد. نه تنها نمی توانی اوقات خود را آنطور که میخواهی بگذرانی، حتی به کارهایی که از آن متنفری مجبور میشوی. از آرزوها و اهدافت فرسنگ ها دور میشوی طوری که کم کم آن اهداف به آرزوهایی دست نیافتنی تبدیل میشوند.
بله نه تنها از آنچه میخواهی دور میشوی و نمیتوانی به آن برسی بلکه حتی هرچه دست و پا زدنی، بیشتر تورا در مشکلات فرو میبرد.درست مثل یک مرداب،که تا گردن در آن فرورفتهای و تنفست دشوار است، نمیتوانی تکان بخوری و با هر تکان خوردنی بیشتر فرومیروی.
در چنین مواقعی،که نه راه رفتن داری و نه راه بازگشتن. نه راه تکان خوردن داری و نه عمل کردن، چه میتوان کرد؟
راههای پیش رو چیست؟
چه کاری می توان کرد؟
می شود:
1-دادبزنی و فغان کنی. گریه کنی و خودت را سرزنش کنی. توی سرت بزنی و چنگ به صورت بکشی. زانوی غم بغل کنی و به دنیا و اهلش فحش بدهی. در را به سوی همه ببندی و ارتباطت را با همه قطع کنی. بنیشینی کنج اتاق تا روزها بگذرد و مشکلات یا بماند و یا برود. و تو پرندهای زخم خورده، ببرجای بمانی. روحت، برای همیشه جریحهدار باقی بماند و اگر جان سالم به در ببری و سکته نزنی، بار خاطراتی سیاه را از این روزها به دوش بکشی.
2-می توانی در این شرایط سخت، رویا بسازی. به چیزهای خوب فکر کنی. مثلا اگر در یک باتلاق تا خرخره فرورفته ای به سبزه زار فکر کنی و تصور کنی داری در آن دشت زیبا میدوی. موهایت را به دست باد سپردهای. از نسیم دشت لذت میبری.
اما وقتی دوباره چشم را بازمیکنی هنوز در همان منجلاب هستی ومنتظر کسی که تو را نجات دهد.
3- می توانی عاقلانه فکر کنی. دودوتا چهارتا کنی. با منطق خودت را راضی کنی. بگویی از نظر عقلی این جریانی است که الان دامنگیر من شده است. و اینها راههای پیشنهادی است که شاید بتواند راه جدیدی برای من باز کند. دم دستت را نگاه کنی و ببینی کسی هست که از او کمک بگیری و برای بیرون رفت از آن باتلاق یاریت کند. می توانی مطالعه کنی، مشورت کنی و راهیی پیدا کنی.
4-می توانی بنشینی روبروی آینه و با خودت حرف بزنی. خودت را نوازش کنی. گریه کنی و حرفهای خودت را گوش بدهی. دل به دل خودت بدهی. بنویسی. و در حین نوشتن و درددل گفتن، حالت را بهتر کنی تا شاید بتوانی راهی پیدا کنی.
5-اگر میانهی خوبی با خدا داری، می توانی با او حرف بزنی. یا نامهای به او بنویسی. یا نمازی بخوانی و بعد ازآن خیلی خودمانی هرچه میخواهی بگویی. درست مثل یک بچه که چیزی را از مادرش می خواهد.
6- و میتوانی شروع کنی به دست و پا زدن. ریسک کنی به جای ماندن و فرورفتن، حرکت کنی. با اینکه ممکن است حین حرکت بیشتر فرو روی.
شما کدام راه را انتخاب میکنید؟

عالی و قابل تامل. قلمت مانا فرزانه جان
ممنون مژگان جان
کاربردیه.البته تا زمانی که در حد یک شعار باقی نمونه..!