نق نامه

می خواهم غر بزنم

می خواهم شکایت کنم.

می خواهم از همه چیز شکایت کنم.

می خواهم از ترک دیوار هم شکایت کنم.

چرا نمی توانم به گردش بروم ؟

چرا نمی توانم تفریح حسابی داشته باشم؟

از اینکه نمی توانم با دوستانم بیرون بروم شکایت می کنم.

چرا هرچه را می خواهم نمی شود.

می خواهم شکایت کنم

از اینکه وقت نمی کنم بنویسم.

از اینکه ذهنم قفل کرده و حرفی برای گفتن ندارد

از اینکه فرصت ندارم که فکر کنم.

فرصت ندارم مطالعه کنم.

غر بزنم که چرا یک جای سرسبز و خوش آب و هوا پیدا نمی شود بروم آنجا

چند وقتی بمانم .آرامش داشته باشم و کیف کنم.

می خواهم گلایه کنم چرا کسی پیدا نمی شود حرف مرا بفهمد. درکم کند.

می گویم الف بفهمد و خودش تا ی را برود.

چرا نمیگذارند به حال خودم باشم؟

برای خودم زندگی کنم؟

کاری را که دوست دارم انجام بدهم؟

جایی که دوست دارم بروم ؟

چرا نمی شود پیاده راه بیفتم بزنم به جاده. بروم و بروم. بروم تا غروب جاده . تا وسعت بیابان. تا دامن کوه . تا سکوت .

می خواهم غر بزنم چرا نمی شود؟

چرا نمی شود هر کاری میخواهی بکنی؟

هرکاری دوست داری بکنی ؟

چرا نمی شود وسعت آسمان را داشت؟

چرا نمی شود در یک خیابان جنگلی قدم زد؟

چرا نمی شود زیر سایه ی درختان جنگلی خورشید را دید که سوسو می زند؟

چرا نمی شود توی ایوان  یک کلبه ی جنگلی نشست و صدای باران را گوش داد؟

میدانم غر زدن فایده ای ندارد . هیچ چیز عوض نمی شود و هیچ اتفاقی هم نمی افتد.

اما من خالی می شوم. از تنهایی در می آیم. با قلم و کاغذی درددل می گویم. درضمن چیزی هم می نویسم.

بچه که بودم پیش مامانم غر می زدم. لبهایم را می دادم جلو و نق می زدم.مامانم گوش می داد و نوازشم می کرد.

می خواهم نق بزنم. برای خودم. نه برای کسی. چون کسی مادر نمی شود.

برای خودم نق بخواهم بزنم می نویسم.

شاید هم اسمش بشود نق نامه و یا غرنامه.

1+

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس