روزهای تکراری
روزهایی که تکرار می شوند و تکرار می شوند.
تکرار دلپذیر نیست اما همیشه هم بد نیست. تکرار وقتی بد است که آغشته به کثافات و آلودگی های حاصل از نگرش های اشتباه می شود. آنوقت است که تحمل آن دشوار و سخت است. نگرش های سیاه و اشتباهی که حاصل عادت های بد، تفکرات اشتباه، یک جانبه گریها و قضاوتهای نادرست است.
خیلی از آدمها روزهای تکراری دارند و هیچ مشکلی هم ندارند. آنها حتی احساس خوشبختی می کنند. و حتی اگر یک روز تغییری در برنامه های تکراری زندگی شان رخ دهد دچار بحران می شوند. این آدم ها از تکرار روزمره گی هایشان حتی خرسند و خوشحالاند. نه بعید می دانم خوشحال باشند ولی خرسند را هستند.
پس اینطور که پیداست، اشکال در روزهای تکراری نیست اشکال در نگرش انسان است. اشکال در نوع نگاه انسان است که البته از افکار و ذهنیات او نشات می گیرد. این نگاه انسان است که روزهای او را می سازد.
انسان میتواند یک روز را با نگرش مثبت و امیدوار خود با وجود تکراری بودن آن به روزی دلپذیر تبدیل کند که در آن ارزوی خوشبختی کند.
ویک روز پر از هیجان و موفقیت و خوشی وشادی را با نگرشی منفی و طلبکارانه به دهان خود و اطرافیانش زهر مار کند.
هستند هردو این نوع آدمها تعجب نکنید.
و البته که اطرافیان انسان هم در نگرش او نقش مهمی را دارند.
اگراطرافیان آدم، انسان هایی با دید مثبت و متعادل باشند، هرروزی از روزهای انسان،چه تکراری باشد و یا غیر تکراری، روشن و امید بخش خواهد بود. اما امان از زمانی که آدم هایی در کنار انسان باشند که کشتی شان لمبر می خورد و با هر نرمه بادی به اینطرف و آنطرف متمایل می شود. طوفان نمی خواهد زندگی، همینطوری هم در کنار اینطور انسان ها روزهای آدم طوفانیست حالا می خواهد روزهایش تکراری باشد یا نباشد.

چقدر ارتباط گرفتم با نوشته ات عالی بود فرزانه جان
درک زیبایی بود از تاثیر نگرش انسان در زندگی خود و اطرافیانش👌🏼✨