سفر به کیش، سفر لاکچری یا …
سفر کیش
گرچه آدم پولداری نیستم اما چندین بار به کیش سفر کردهام. چرا می گویم پولدار، چون سفر کیش را باید با جیب پر رفت.
کیش در مقایسه با قشم که جزیرهای پر از عجایب طبیعی و تاریخی است، گرچه دیدنیهای طبیعی و تاریخی کمی هم دارد ولی، بیشتر به تفریحات دریائی و ایجاد موقعیتهای سفری مناسب پرداخته.
همانقدر که قشم خدمات هتلینگ خوبی ندارد، کیش به هتلینگ پرداخته چون کسانی که به کیش سفر میکنند معمولا میخواهند در زمانی کم و مفید استراحتی لاکچری داشته باشند. معماری شهر، خیابانها، نوع رانندگی( بدون چراغ خطر و بوق)، فضای سبز و بافت شهری، همه خاص و متفاوت با بقیهی شهرهای ایران است.
در مورد نبودن چراغ قرمز از یک راننده تاکسی سئوال کردیم گفت از امارات الگو گرفتهاند و آنها البته از آمریکا، و هر دو البته قبل از اینکه شهرها شلوغ شوند. کیش هم با روند افزایش ساخت و ساز و افزایش سکنهی غیربومی و توریستها کم کم این مزیتها را از دست خواهد داد. شاید تا دفعهی دیگری که به آن سفر کنیم.
دفعهی اولی که به کیش رفتم ۲۸ سال پیش بود. آن موقع تفریحات ساحلی امروز نبود و کیش صرفا محل خرید اجناس خارجی بود. منطقهای که آزادش خوانده بودند برای ورود اجناس خارجی از هر نوع.
در آن سفر، علاوه بر بازارها، کشتی آکواریوم، و محلهی قدیمی کیش را بازدید کردیم.
قایق آکواریوم قایقی است که کف شیشهای دارد و در آب زلال خلیج میگردد و ماهیهای زیبای کف دریا را نشان میدهد.
بعد از آن سفر سه سفر دیگر هم به کیش رفتهام، و در این سفرها هدف اصلی من استفاده از هوا و دریای بیهمتای کیش بوده.
برای ما اهل کویر بخصوص، دریا جایی مقدس است که با آن مناجات میکنیم و زخمهای روح و روان خود را درمان میکنیم و رطوبت آب و دریا جان خشکیدهی ما را صفا میدهد.
در حال حاضر کیش دیگر محل خاصی برای خرید محسوب نمیشود، گرچه توریست آن هنوز طبق عادت بازارگردی را در برنامه دارد. دلیل حذف این آیتم، عدم واردات اجناس خارجی است. البته اجناس خارجی وجود دارند اما به علت قاچاق بسیار گرانند و بغیر از قشر مرفهتر، کسی یارای تهیهی آن را ندارد.
این بار البته مقداری اجناس چینی وارد بازار شده بود که چون مردم بخصوص توریست کیش جنس بیکیفیت نمیخرند، از نوع درجه بهتر اجناس چینی بود.
اقبال مردم اینروزها بیشتر به تفریحات دریایی مثل اسکی روی آب، موتورجتاسکی، شاتل، غواصی, پاراسل, بنانا، فلای برد و موارد دیگر وحتی ماهیگیری است.

یک مورد دیگر پر طرفدار اینروزها در کیش، کنسرتها، جنگهای شبانه و گردشهای شبانهی کشتیهای تفریحی که آنها هم دارای موسیقی زنده و تفریحات دیگر هستند، است.
به تازگی در مجموعه مالهای جدید مثل میکامال تفریحاتی مثل تله کابین و تونل باد هم اضافه شده. حتی پارک برفی هم وجود دارد و البته پارک دلفینها که خاص دریای جنوب هستند.
یکی از گزینههای جدید تفریح انواع ماساژ و ریلکسیشن است.
رستورانهای کیش اکثرا با موزیک زنده مجوز ارائهی گرانتر غذا به مشتری را دارند.
اما گزینهی آخر از خصوصیات جذب توریست کیش که من در سفرهایم طرفدار آن هستم بازدید از زیستمحیط کیش و فرهنگ بومی آن است.
این بار هم با یک گشت تور همراه شدیم. بلافاصله موقع ورود به خاک کیش، و قبل از ورود به هتل، به دفتر تور هدایت شدیم و گزینههایی که ذکر کردم روی میز قرار گرفت. ما گشت جزیره را انتخاب کردیم و تلهکابین میکامال را.
تلهکابین را که مراجعه کردیم خراب بود و حذف شد. اما تور جزیره:
ساعت سه یک ون آمد روبروی در هتل و سوار شدیم. همسفرهایمان چند عراقی بودند، و یک خانوادهی ایرانی و دو جوان. عراقیها سه دختر و یک پسر و یک مرد عراقی بودند که بعد فهمیدیم اهل کربلاست و خانمها دوتایشان دخترش و یکیشان یکی از زنهایش هستند.
بطور کلی توریست عرب اینبار زیاد بود که بخاطر وضعیت دلار و کم بودن ارزش پول ما، سفر به ایران برایشان صرف میکند.
مرد که چهل ساله و سرحال بود و آماده برای گرفتن زن سوم، از سفرش خیلی راضی بود و لذت میبرد وقول داد زن بعدی را به هتل ترنج ببرد.
حرف هتل ترنج شد. قبل از ادامهی تور، از هتل ترنج بگویم که به نظر من نگین پرارزش و بیهمتای کیش است. هتلی که اتاقهایش روی آب ساخته شده و کف اتاقهایش در قسمتی که شیشهای است، دریا پیداست. هتل خارج شهر است و در تمام مدت اقامت، صدای موج آب تنها صدایی است که به گوش میرسد و بالکنی که هر اتاق جداگانه دارد خلوتگاهی است با دریای آبی و پهناور خلیج فارس. شکل کل هتل در نقشهی هوایی به شکل ترنج است.
سفر به این هتل برای همهی شمایم آرزوست.

تورلیدر دختری بود که بین رقصهایش با آهنگ ماشین توضیحاتی دربارهی اماکن میداد.
محل اول یک آبانبار قدیمی بزرگ بود که به جای جمعآوری آب، آن را با نمک پر کرده بودند و از آن برای ریلکسیشن استفاده میشد. ۱۵ دقیقه وسط نمکها نشستیم و با گوش دادن یک موزیک یکنواخت و جالب، انرژیهای منفی را از خود دور کردیم. ساختمان آبانبار جالب بود. یک سازهی بسیار بزرگ گنبدی شکل با سوراخهایی در بدنهی آن. این سوراخها محل ورود آب باران به انبار بودند. و مردم برای تهیهی آب با پایینآمدن از این پلهها آب برمیداشتند.

این سیستم، که در تمام نقاط کویری ایران استفاده میشود هنوز هم میتواند کارساز باشد اما متاسفانه کنار گذاشته شده و سیستم راحت استفاده از آبهای جاری و یا چاههای عمیق که هردو به اکوسیستم ایران لطمه زده استفاده می شود. تاریخ ما مملو از کیاست و مدیریت منابع به روشهای پاک و مدبرانهست که غرب تازگی به آن رسیده است، اما در حال حاضر ما بد عمل میکنیم.
محل بعدی محلهی قدیمی کیش بود که مقصدش یک خانهی صدساله متعلق به تاجری عرب بود که به تازگی مرده. بلیط تهیه کردیم و وارد شدیم. خانمهای عرب توضیحات را برایمان ارائه دادند. خانه صحن و حیاطی بزرگ داشت با چند ایوان، که یکی ایوان تابستانه بود و یک آلاچیق وسط حیاط که روی یک چاه ساخته شده بود، برای خنک شدن. و دورتادور حیاط ده اتاق قرار داشت . یک سمت اتاقهای آشپزخانه و انبار که حاوی وسائل خورد و خوراک بود و جالبترینش انبار خرمایش بود. کف انبار شیار داشت وشیارهای عمیق از طریق سوراخی به یک حوضچه میرسید که ظاهرا برای جمعآوری شیرهی خرما بود.
سمت مقابل این اتاقها، اتاقهای سکونت بود که یک اتاق به مکتبخانه اختصاص داشت، یعنی همان مدرسهی غیرانتفاعی خانگی.
یک اتاق مخصوص عروس و داماد هم با تزئینات شاد درو دیوار و تخت داشتند که گفتند محل زندگی دختر و داماد خانه است به مدت دوهفته یا بیشتر، تا دختر با شرایط جدید اخت بگیرد و بعد به خانهی شوی خود برود. این رسم هنوز در بین آنها رایج است و نشاندهندهی فرهنگ جالبی است که مؤید عزیز بودن بچه ها نزد عربها دارد چیزی که من در کربلا هم دیده بودم.

نکتهی جالب دیگر اتاق عروس و داماد مَستر آن بود که قدمت صدساله داشت و روی مسترهای خانههای جدید را کم کرد.
خانهی عربها با قهوه و خرما پذیرایی میکردند.
بعد از این خانه تورلیدر بردمان ساحل هتل ترنج، با هزار توضیح و منت، که آشنای رئیس هتل ترنج است و به او اجازه داده آنجا عکس بگیرد. یک کیلومتری هتل ترنج را رد کردیم و ایستادیم، کنار آدمهایی که برای پیکنیک آمده بودند و بدون اجازهی رییسهتل آنجا نشسته بودند و عکس هم میانداختند.
عکس هم انداختیم والبته در آخر تور دوملیون و نیم پول پیاده شدیم. ولی خوب خودمان را دلداری دادیم که «عکس است که میماند.»
محل بعدی ساحل غروب کیش کنار کشتی یونانی به گل نشسته بود. این کشتی سال ۱۳۴۵ به گفتهی تورلیدر، بخاطر نبودن فانوس دریایی به گل نشسته بود، و بخاطر همین یونان، از شاه غرامت گرفته بود. بعد خواسته بودند کشتی را از گل درآورند دیده بودند پول ساختن یک کشتی از درآوردن آن از گل کمتر است ولش کردند و رفتند.
دولتمردان ما هم رهایش کردند تا مردم با آن عکس بگیرند وماهیها از آن تغذیه کنند و بمیرند. به تازگی عدهای در فضای مجازی فغان کرده بودندکه کشتی یونانی از وسط شکسته، و نگو که عمدا شکستهاند تا جمعش کنند و این عامل آلودگی سواحل را حذف کنند. افتخار گردشگری کیش را.
قرار بود تور ما را ببرد شهر زیرزمینی کاریز که نبرد. و دم بازار مروارید رهایمان کرد. دوسه قدم داخل بازار زدیم و با تاکسی به خانه برگشتیم.
برایتان دیدن آبی آب دریای کیش که در یک زمان چندین رنگ است را آرزو دارم.

