دوستی برای آرامش

چند روزی نبودم. البته نه اینکه بخاطر نبودنم ننوشته باشم. حالا دیگر می‌شود همه جا نوشت و همه‌جا نشر داد. پس نبودن بهانه‌ی خوبی برای ننوشتن نیست.
شاید بهتر بود میگفتم نرسیدم که پست بگذارم. و یا بگویم داشتم لحظات شیرینی را می‌نوشیدم تا جانم صاف شود و بتوانم چیزهای جدید و بهتری بنویسم‌.
اصلا این روزها دارم فصل عوض می کنم. دارم رفته رفته از خواب زمستانی بیدار می‌شوم و جوانه می‌زنم‌. به همین دلیل خوشحالم.
من به بهار امیدوارم. چون همیشه حالم در بهار، بهترین حال سال است.
نگفتم کجا بودم. رفته بودم تماشای دریا. دریای جنوب‌. که بیشتر از دریای شمال دوستش دارم‌. دریای جنوب صاف و زلال و آبی است‌. هنوز زلال است. لابد تا چند سال دیگر که مثل دریای شمال آلوده‌اش بکنیم.
سفر در کنار دوستانم بود. دوستان قدیمی دوران دبیرستان. دوستانی که وقتی با هم هستیم، هنوز در حال و هوای آن روزها می چرخیم‌. شوخی می کنیم و بلند بلند می خندیم. و زیر نگاه تعجب‌آمیز دیگران، بی‌خیالیم.
لحظات از آن لحظاتی بود که نباید جزو عمر دانست، از بس که شیرین است. حیف که به سرعت می‌گذرد. لحظاتی که برای رفتن عجله دارند و زندگی که به عادی شدن تمایل دارد‌.
اما چنین روزهایی، مثل یک بمب انرژی است, که اگر اثرش را همان روزها نگذارد، در روزهای بعد حتما می گذارد.
چرا نباید به شما خواننده‌ی این متن نگویم که دوستی‌هایتان را گسترش دهید. و اگر می توانید دوستان قدیمی‌تان را پیدا کنید و دوستی‌تان با آنها را تازه کنید.
چرا نباید بگویم که یکی از راههای رسیدن به آرامش و رهایی از تنش‌های فکری، پناه بردن به دامان دوستان، و بخصوص دوستان قدیمی است‌.
دوستان قدیمی را گفتم چون آنها یادآور لحظات خوش گذشته و نشاط و شادابی و خوشی هستند.
در زمانه‌ای که هر اتفاق روزمره‌ای باری است بر دوش آدم، و هر کسی که کنار آدم قرار می‌گیرد باری بر دوش می گذارد، فقط دوست است که یاری می‌کند و بار بر می‌دارد.
سفر ما هم بخاطر یک دوست بود. یک دوست قدیمی و مهربان.

0

فرزانه فولادی

اهل ایرانم. از ایران متعلق به اصفهان. زنی هستم که همیشه تحصیل و خانواده را به کار ترجیح داده‌ام. کارهای زیادی کرده‌ام در رشته‌های متفاوت، اما فقط یک کار است که دوست دارم و ادامه خواهم داد. نوشتن.

مطالب مرتبط

4 دیدگاه‌

  1. دوستی برای آرامش
    واقعن همینطوره دوستی مزه ی شیرین خاطره هاست.
    عالی بود دوست عزیز

    0
  2. دوستی و رفاقت‌های قدیمی بسیار باارزش است؛ اما اسمش روی خودشان هست: دوستی و رفاقت‌های قدیمی.

    نمی‌توانیم رابطه‌ای را که سال‌هاست نشانی از دوستی و رفاقت نداشته است، دوستی و رفاقت بدانیم.

    دوستی و رفاقت را در چه تعریف می‌کنیم؟ در پیامک زدن های تکراری برای یک مناسبت خاص مانند عید نوروز؟

    یا پیام فرستادن در شبکه‌های به اصطلاح اجتماعی که برخلاف نامشان، تا توانستند آدم‌ها را از هم دور کردند و فریبشان دادند!

    در این برهۀ سنی، تجربه به من نشان داده هر زمان بخواهیم دوستی‌ها و رفاقت‌های قدیمی را بعد از مدتها زنده کنیم، باید اشتراکات و ارزش‌های مشترک را به دنبالشان باشیم و نه فقط خاطرات را.

    شاید مرور خاطرات برای طرفین لذت بخش باشد؛ اما نه ما انسان ده سال قبل و بیست سال قبل هستیم و نه دوست سابقمان.

    او انسان دیگری هست؛ دغدغه‌ها و اولویت‌های دیگری دارد. او دوست راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه و سربازی ما نیست؛ او یک انسان حاضر در سال 1401 و نوروز 1402 هست.

    دغدغه‌هایی دارد که شاید هیچ نسبتی با دغدغه‌های 20سال قبل و 10سال گذشته و حتی پنج سال اخیر ندارد.

    پس مجبور است اولویت‌هایی را با توجه به دغدغه‌هایش تعیین کند؛ اینجاست که باید بپرسیم: آیا ما به عنوان یک دوست، جزوی اولویت‌ها و دغدغه‌هایش هستیم؟

    0
    • حتما مشترکاتی وجود داره که این دوستی پایداره و احیا میشه. بله انسانها در تغییرند اما در یک سنی همه به ارزشهای چند سال خودشون برمیگردن. همون نقشهای بر حجر که در دوران جوانی بر وجودشون خورده

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس