تحلیل داستان در ا”همیت الاغ بودن” از محمود کیانوش
فکر می کنم در مطالعه ی داستانهای محمود کیانوش باید نیم نظری به شرایط زمانی اش داشت.شرایط موجود در دهه ی پنجاه. بی بندو باریها و فضای باز و بی قید شرط روابط. گرچه الان هم به همان زمان برگشته ایم.
زمانیکه که لذات شهوانی جای فکر و اندیشه را گرفته اند.
داستان، از زبان اول شخص بیان می شود و مثل دو داستان قبل شامل مکالمات درونی او هم می شود. و خلاصه تلفیقی ماهرانه بین مکالمات درونی با بیرونی، هم چنان مشهود است.
اتفاق خاص و قابل توجهی در داستان مشهود نیست و نویسنده بیشتر، مقاله نوشته است تا داستان.
مقاله ای درباره ی« بل هم اضل.»( قسمتی از آیه ی قرآن. اولئک کالانعام بل هم اضل)
درباره ی اینکه بعضی انسانها دیگر حیوان شده اند، بلکه پست تر از حیوان هم شده اند و الاغ بهتر از آنهاست .
سعی خاصی در شخصیت پردازی نشده است نویسنده در همان، مقاله ی مکالمات درونی،سعی می کند شخصیت هایش را هم معرفی کند.
به نظرم داستانهای کیانوش، ظاهری بس مبتذل و باطنی عمیق دارند.
