مصطفی ارشد
در شبی از هزاران شبهای زندگی مصطفی, وقتی او بی حوصله و بی انگیزه در فضای مجازی آفاق و انفسش سیر می کردناگهان نور عجیب و گرمی در جان او حلول کرد. از این...
در شبی از هزاران شبهای زندگی مصطفی, وقتی او بی حوصله و بی انگیزه در فضای مجازی آفاق و انفسش سیر می کردناگهان نور عجیب و گرمی در جان او حلول کرد. از این...
در ابتدای کار, زینب قهرمان نبود.مثل هر دختر دیگری زینت پدرش بود. از آن زینتهایی که هر کارش مایه ی افتخار پدر بود. شعر می خواند پدرش افتخار می کرد , نقاشی می کشید...
بیشتر