دلنوشته چیست؟ و ۵ راهکار برای نوشتن دلنوشته های بهتر
از سری مقالههای قالبهای نوشتاری(2)
آیا دلنوشته هم جزئی از قالبهای نوشتاری است؟
آیا دلنوشته ارزش ادبی دارد؟
نویسندگان حرفهای چه نظری دربارهی دلنوشته دارند؟
وچطور یک دلنوشتهی خوب بنویسیم؟
سوالاتی است که در این مقال، پاسخ آن را میگیرید.
آیا شده است قلم به دست بگیرید اما ندانید در چه قالبی باید بنویسید؟
آیا تا بحال توانسته اید سبک نوشتاری خودتان را انتخاب کنید؟
من در مجموعه مقالهی قالبهای نوشتاری، میخواهم به شما در این انتخاب کمک کنم.
در این جستار چند قسمتی سعی میکنم انواع قالبهای نوشتاری را برایتان توضیح دهم.
علت انتخاب این موضوع، سردرگمی و حیرانی کسانیاست که قلم به دست میگیرند و تصمیم میگیرند بنویسند، اما، نمیدانند چه بنویسند، و یا وقتی که مطلبی نوشتند نمیدانند آن مطلب چیست و چه نامی میتوان بر آن گذاشت.
و یا این سئوال برایشان پیش میآید که استعداد و علاقهشان در نوشتن کدام قالب بیشتر است؟
به همین دلیل تصمیم گرفتم طی چند یادداشت پی در پی، انواع قالبهای نوشتاری را برایتان توضیح دهم تا بر اساس علاقه و استعدادتان آن را انتخاب کنید. البته که سابقهی نوشتن شما، استعداد شما و علاقهی شما حرف اول را در انتخاب میزند اما همهی صاحبان قلم معتقدند هر نویسندهای باید، قالبهای مختلفی را بیازماید تا قلم خودش را محک بزند وسرانجام در یک قالب به مهارت کامل برسد.
انواع قالبهای نوشتاری
قالبهای نوشتاری که من میشناسم عبارتند از: دلنوشته، شعر، مقاله، جستار، داستان، طنز، کاریکلمانور، آنافورانویسی و ناداستان ،عکسنوشت، خاطره نویسی، سفرنامه نویسی،و…
است. اگر شما مورد دیگری سراغ دارید در کامنت برایم بنویسید.
البته دیگران، تقسیم بندی قالبهای نوشتاری را به صورتهای دیگری هم کردهاند که کلیتر و کاملتر از تقسیم بندی من است،.
اما، شاید روش من برای شما کاربردی تر باشد.
گروهی که قالبهای نوشتاری را توضیح دادهاند آن را به قالبهای توصیفی وقالبهای توضیحی، روایی و اقناعی تقسیم میکنند و هر یک از مواردی که در بالا گفتم، یعنی شعر و داستان و بقیه در زیر ردهی یکی از این قالبها قرار میگیرد.
اما من میخواهم برایتان جزئیتر و کاربردیتر بنویسم. تا بتوانید راحتتر سبک نوشتنی را که میخواهید انتخاب کنید.
از سری قالبهای نوشتاری، در جستاری قبل داستانک را توضیح دادم. این مطلب را در این لینک میتوانید بخوانید.
اما حالا میخواهم یک سبک پرطرفدار و بسیار رایج را برایتان توضیح دهم.
دلنوشته اولین سبک نوشتاری
اما سبکی که اول میخواهم به شما پیشنهاد بدهم، سبکی است که احنمالا خودتان هم نوشتهاید. این سبک به نام دلنوشته مطرح میشود.
دلنوشته، امروزه سبکی پرکاربرد، بخصوص در شبکههای اجتماعی است. هر کسی میتواند با ساختن یک صفحه یا اکانت، دلنوشته نویسی را تجربه کند.
برخلاف تبلیغات سوئی که برای دلنوشته میشود، اتفاقا دلنوشته سبک پرطرفدار و پرخوانندهای هست. البته بستگی به شبکهی اجتماعی که در آن منتشر میشود هم دارد.
ممکن است خیلی از نویسندهها مثل آقای شاهین کلانتری،
از دلنوشته خوششان نیاید و از دشمنان سرسخت دلنوشته به شمار بروند. اما شاید بتوانم با این چند دلیل ثابت کنم که دلنوشته هم حرفی برای گفتن دارد.
دلائلی که دلنوشته را یک سبک نوشتاری میکند اینهاست:
۱) دلنوشته اولین پله از نردبان سبک های نوشتاری است.
نقطهی شروع هر نویسندهای برای نوشتن، همین سبک دلنوشته است، اگر دلنوشته نباشد، مانند این است که بخواهیم اعداد را از شمارهی دو شروع کنیم. پس شمارهی یک چه میشود؟
چارهای نیست هر کسی اول چند دلنوشته مینویسد تا قلمش گرم شود و بعد با نوشتن بیشتر آشنا شود و خو بگیرد.پس به نظرم نباید آن را تحقیر کرد و یا کم شمرد.
۲) از لابلای دلنوشتهها میشود به این حقیقت پی برد که نویسندهی آن در چه سبک نوشتاری میتواند موفقتر عمل کند.
این کمک را مخاطبین و یا اساتید، میتوانند به نویسنده بکنند و یا خود نویسنده به تدریج بفهمد که دلنوشتههایش به سمت چه سبک نوشتاری تمایل دارد.
۳)دلنوشته اگر ارتقا یابد میتواند به شعر وداستان برسد.
خیلی از شاعران و داستان نویسان هنوز دلنوشته مینویسند نمونهاش دلنوشتههای آهان آهان دار محمدصالح علاء.
۴) دلنوشته حتی میتواند سبکی از نوشتن خلاق باشد.
نوشتن خلاق که میگویم، منظورم نوشتنی برپایهی خلاقیت ذهن است. مثلا اگر با یک کلمه ی پیشنهادی، و یا با با روش خوشه سازی( که در مقالهای دیگر برایتان توضیح خواهم داد) متنی نوشته شود، که در انتها برچسب دلنوشته بگیرد، چه اشکالی دارد؟
نظر بعضی نویسندگان دربارهی دلنوشته:
کنجکاو بودم که نظر بقیهی نویسندگان را دربارهی دلنوشته بدانم.. در این جستجو به مصاحبهای از آقای گنجی که توسط خانم مائده جم در مقالهای در ویرگول، آمده بود، برخورد کردم.نظراتی که در اینجا از نویسندگان مختلف میگذارم، بر پایهی همین مقاله است.
۱) دکتر مهشید مشیری فرهنگ نویس، مترجم، دارای دکتری زبانشناسی از دانشگاه سوربن که نویسنده ی نخستین فرهنگ الفبایی ـ قیاسی زبان فارسی نیز است، میگوید:
امروز آمدم «دلنوشته» را برای اولین بار وارد فرهنگ فارسی بکنم و برایش تعریف بنویسم با مولفه های معنایی زیر شاید بتوان تعریف آن را به دست آورد «دلنوشته» نوعی تک گویی نوشتاری، خواه نثر و خواه موزون است که از سر دلتنگی نوشته می شود؛ اصولا صمیمانه و صادقانه است. تعارف و خوشامدگویی ندارد. بازتاب احساس و اندیشۀ واقعی نویسنده است. هدف و ساختارِ از پیش تعیین شده ندارد؛ فرمایشی نیست؛ سفارشی نیست. نویسندۀ دلنوشته وقتی بخواهد بنویسد خواستنش خود به خودی است. یعنی برای دل خودش می نویسد و در جستجوی «مخاطب خاص» نیست؛ دلنوشته از دل بر می آيد ولی جزمیت «لاجرم بر دل نشستن» را بر نمی تابد. زیرا سخنانی از دل بر خاسته ولی لاجرم بر دل ننشسته اند. و اما، دلنوشته های امروزی شاید به نوعی ادامه ی همان خطی است که بر دیواری نوشته می شد: «به یادگار نوشتم خطی ز دلتنگی در این زمانه ندیدم رفیق یکرنگی». خط دلتنگی معمولا دیوار نوشته بود. امضا نداشت. نویسندهاش معمولا ناشناس می ماند. فقط میشد حدس زد که این ناشناس، شاید خاطرخواه کسی است، شاید در عشق شکست خورده است، شاید در فراق است و انتظار میکشد، شاید از یاد رفته است. شاید تنهایش گذاشته اند، شاید به او نارو زده اند… هر چه هست دلش تنگ است، مینویسد تا از روزگار نامناسب، از محبوب ناسازگار، از رفیق نا شفیق، گلایه ای کرده باشد. دلنوشته نویس قدیم دنبال «لایک» نبود، منتظر «کامنت» و «شِیر» نمی ماند. فقط به یادگار خطی ز دلتنگی مینوشت و بعد میرفت سراغ کار و کاسبی اش. نفر بعدی هم می آمد و آن هم به یادگار خطی ز دلتنگی مینوشت و دیوار پر میشد از یادگار نویسی های کلیشه ای ز دلتنگی. دلنوشته ی امروز هم تقریبا «خطی ز دلتنگی» است. «دلنوشته نویس» مینویسد و اس ام اس میکند: «دلنوشته های کوتاه». یا پُست میکند روی وبلاگ یا در شبکۀ اجتماعی: «دلنوشته های زیبای عاشقانه» و «دلنوشته های پر معنی زندگی». امروز فرض بر این است که دلنوشته ها را کسی یا کسانی میخوانند. گاهی دلنوشته های امروز راهی است که شاید دردمندی به تو راهی بیابد، با تو همدل شود، هم داستان شود و یا «فرند»ت شود.
۲) فیاض نظمی دبیر انجمن ادبی ادیبانه، شاعر و نویسنده ی کتاب “عاشقانههای بدون مخاطب”، فعال اجتماعی در زمینهی کودکان کار و سالمندان میگوید:
در واقع هرآنچه در زمینهی شعر و نویسندگی سروده و نگارش میشود به آن علت که آغاز احساسی از جانب فرد دارد، دلنوشته به حساب میآید.
زیبایی یک اثر هنری نیز مشروط به وجود احساسات فرد در آن اثر است که هرآنچه از دل برآید لاجَرَم بر دل نشیند.»
این جملهی آخر را از فیاض نظمی دوست داشتم، به این علت که واقعیت را میگوید.دلنوشته اگر خوب نوشته شود بر دل مخاطب مینشیند. و ارتباط دلی را بین آنها برقرار میکند.
هر آنچه در ایجاد ارتباط صمیمی و صحیح و عاطفی بین انسانها موثر باشد، بی شک پدیدهی خوبی است.
گویا آقای نظمی در ادامه هم اضافه کرده و خوب هم اضافه کرده است که:
با این تفاسیر میتوان گفت که در ابتدا هر اثر هنری یک دلنوشته میباشد!
در مرحله بعد این دلنوشته در نگارشها و هنر صاحب اثر دستخوش تغییرات شده و به اثری فاخر و گیرا تبدیل خواهد شد.
این تغییرات میتوانند در قالب اثر از جمله شعر کلاسیک( غزل، قصیده و …)، سپید، نیمایی و موج نو یا شعرطرح باشد یا در بهتر بیان شدن اثر لحاظ شوند از تشبیهات تا عنصر خیال و … باشد که همه در جهت بهبود اثر به کار میروند (پردازش متن).
در مجموع یک اثر فاخر در تمام طول تاریخ ابتدا یک دلنوشته و دلسروده بوده که با هنر و فن صاحب اثر به کمال خود رسیده و مخاطب پسند و منتقد پسند شده است.
۳) علی مرادی نظرآبادی(ساده) سابقه ی سه سال نویسندگی در فضای مجازی، نویسنده ی بیش از صد و پنجاه داستان کوتاه از قبیل عاشقانه و اجتماعی، پیشگام در سبک جان بخشی به اشیاء بین نویسندگان مجازی که رمان “من مَحیا نیستم” از ایشان در دست چاپ است، میگوید:
دلنوشته همانطور که از اسمش پیداست، هیچ قاعده ی خاصی برای نوشتنش وجود ندارد و برای ابراز احساسات نویسنده است.
برای نوشتن دلنوشته سواد خاصی نیاز نیست و حتی لازم نیست که رشته ی ادبیات خوانده باشیم.
هر نوشته ی ادبی ممکن است دلنوشته(دلی) باشد اما هر دلنوشته ای ارزش ادبی ندارد.
از نظر من ارزش ادبی هیچ ربطی به اینکه کتابی چاپ شود و حتی در بازهی زمانی کوتاه پرفروشترین باشد اما سالها بعد هیچ یادی از آن نشود، ندارد. در واقع اثری دارای ارزش ادبی است که ماندگار شود.
۴) علی قاسم پیوندی شاعر، رمان نویس و یکی از نویسندگان رمان “سکه ای دو رو به نام زندگی” میگوید:
دلنوشته ی ادبی حاصل مونولوگی زاییده ی ذهن نویسنده است و اغلب از قواعد نثر پیروی میکند و اگر موزون باشد حاصل چینش اتفاقی کلمات است. دلنوشته اصول و مبانی از قبل تعیین شده ندارد و تقریباً میتوان گفت نویسنده با نوشتن کلماتی برآمده از امیال و آرزوهایش سر و کار دارد. از این جهت، کلمات از دل برمیآیند و بازتاب احساس صادقانه و اندیشه ی معمولی نویسندهاند.
دلنوشته معمولاً با اندکی کم و کاست از ذهن نویسنده به قلم او منتقل میشود و نویسنده تنها به دنبال افزودن حس اثر به وسیله ی صنایع ادبی و زبانبازی و سادهنویسی است. در واقع استفاده از تشبیهات و استعارهها و… تنها برای درگیر کردن احساسات خواننده است و از پیوستگی بیبهره. معمولا تصاویری که ممکن است به این روش به وجود آید منظور و معنا و مفهومی را _جز آنچه بیان میکنند_ نمیرسانند و دلنوشته دارای تصاویر اتفاقی، آنی و بدون ارتباط است. (آن هم اگر تصویری داشته باشد و فقط روایتی را نقل نکند!)
دلنوشته میتواند سطرهای زیبا و خیال انگیزی داشته باشد اما این سطرها برآمده از ساختار نیستند و نمیتوانند خواننده را در دنیای پشت کلمات همراهی کنند.
برای دلنوشته مبانی مشخصی ارائه نشده است و به همین دلیل مثلاً نمیتوان کسی را محکوم کرد که برای نوشتن آن از قواعد دستوری و نگارشی پیروی نمیکند اما بهتر است آن را در حوزه ی نثر بررسی کرد.
در دلنوشته بسیار میبینیم که نویسنده زیادهگویی کرده است و هنگام ابراز احساس آنقدر آن را در چند سطر بسط میدهد و جزئیات غیرضروری را بیان میکند که اثر با حشو همراه میشود اما همین ویژگی برای کسی که مخاطب دلنوشته است نقش تأثیرگذاری و ارتباط بیشتر با اثر را ایفا میکند و بنابراین برای دلنوشته حسن محسوب میشود. گفته شد بهتر است دلنوشته در حوزه ی نثر بررسی شود چرا که به طور مثال برای این مورد در حوزهی شعر گفته میشود اثر حالت توضیحی توصیفی گرفته، کلمات و سطرهای اضافی به کار رفته و نویسنده به جای تصویرسازی به شرح تصاویر پرداخته است.
۵) عاطفه رحمانی ویراستار، مدرس و نویسنده ی رمان “پرتوی در تاریکی” میگوید:
دلنوشته به آثاری گفته میشود که سرشار از حس باشد.
در دلنوشته ها آرایه های ادبی از جمله تشبیه و استعاره به نسبت دیگر نوشته ها بیشتر دیده میشوند.
نکته های که یک دلنوشته را با ارزش میکند ناگهانی بودن یک اتفاق شاعرانه در متن و نگاه شاعرانه و خاص نویسنده هست.
دلنوشتهها حتما نباید شامل مطالب سنگین و سخت باشند چرا که همانطور که از اسمشان مشخص است دل نوشته اند یعنی از دل نویسنده بر قلمش جاری میشوند پس به ساده نویسی از نظر انتخاب کلمات در دلنوشته ها توجه کنید.
نویسنده باید در عین استفاده از کلمات ساده جملات پیچیده ایجاد کند که به این جملات اغلب ترکیب سازی گفته میشود و اگر این جملات به خوبی یک تصویر را در ذهن مخاطب تشکیل دهند به آنها تصویر سازی میگویند.
۶) زینب قشقایی نویسندهی رمان “سوگندجان”، رمان نویس، ویراستار و منتقد میگوید:
دلنوشته همانطور که از اسمش نشأت میگیرد نوشتهایی است که از دل برخاسته باشد اما هر چیزی که به قلبمان نفوذ میکند، قابل بیان نیست.
ما میتوانیم با تشبیهات، صور خیال و استعارات متعدد و… دلنوشته ی خودمان را بال و پر دهیم.
شاید یک نوشته برای خود نویسنده پر از احساس زیبا باشد و زمانی که دلش تنگ بوده یا به قول رایجتری از عالم و آدم بریده باشد، آن را نوشته و به دلش هم نشسته باشد اما شاید برای فرد خواننده یک متن عادی به نظر برسد.
درست است که برای یک دلنوشته نویس رعایت نکات ادبی و نگارشی چندان اهمیتی ندارد و کسی اصرار به رعایتشان نمیکند اما با آرایه های ادبی میتوان تا حدی به آن رضایت مطلوب داشت.
۷) زهرا خدارحمی(سها بانو) مدیر گروه ادبی کلوت، شاعر، نویسنده ی رمان “هبوط تلخ” منتقد و مدرس نویسندگی میگوید:
در واقع ادیبان و ادبشناسان دلنوشته را مکتب خاصی نمیدانند در حالی که اگر کمی به عمق ماجرا بیاندیشند
دلنوشته را میتوان سرگروه همه ی شعرها و متنهای ادبی دانست.
چیزی که من از اساتیدم آموخته ام و در حال حاضر میدانم این است که دلنوشته در واقع کل نویسندگی را شامل میشود البته به جز داستانها و داستانکهایی که با تفکر قبلی و پیش زمینه هایی از جمله ایده و روند شکل میگیرند. ضمن اینکه بخشهایی از داستان و داستانک هم دلنوشته دارند.
در اصل میتوانیم هر چیزی که نویسنده به شکل بداهه و جوششی بنویسد را دلنوشته خطاب کنیم.
با این حال باز هم ما شعرها را از دلنوشته جدا میکنیم.
عناصری که باید در دلنوشته بررسی شوند:
حس قوی، نداشتن روند داستانی، نو گرایی و مهمتر از همه ضربه است.
نظرات این نویسندگان دربارهی دلنوشته توسط آقای آصف گنجی گردآوری شده و در کتاب هشتک ناشناس قابل مطالعه است. کتا ایشان رو در این لینک میتونید تهیه کنید.
چگونه دل نوشتهای خوب بنویسیم؟
با توصیفاتی که در نظرات نویسندگان ذکر شده آمد، شاید بتوان موارد زیر را برای نوشتن یک دلنوشتهی خوب برشمرد:
۱) دلنوشته بهتر است به شکل بداهه نویسی وجوششی نوشته شود نه با پلن قبلی مثل داستان
۲) شرط اصلی وکافی برای دلنوشته، داشتن حس است، و هرچه این حس بهتر منتقل شود دلنوشته موفق تر است.
۳) دلنوشته داستانی ندارد، سراسر حس نویسنده است و بس.
۴) در نظر گرفتن عنصر نوگرایی، استفاده از کلمات و استعارهها و آرایههای نو میتواند دلنوشته را سرآمد و خاص کند.
۵) معمولا هر دلنوشته یک ضربه دارد، جایی که مخاطب در آن نقطه دست در دست نویسنده میگذارد و او را تایید میکند. نقطهی ضربه وجه مشترک احساس نویسنده و مخاطب است که برتری دلنوشته را نشان میدهد.
اگر شما هم نظری دربارهی دلنوشته دارید در قسمت نظرات، به این متن اضافه کنید.


منم برخلاف سرکوبهای استاد کلانتر دلنوشته رو خیلی دوست دارم. حتا نیاز دارم به نوشتن دلنوشته
پس بسمالله
نکات زیادی اموختم.
سپاس🙏🌹
خداروشکر
به قول نادر ابراهیمی:
فیلسوفان و دانشمندان قلب انسان را از یاد بردهاند و انسان؛ تنها به مدد قلب است که میتواند انسان باشد و انسان باقی بماند.
گاهی و شاید همیشه به قلب و دل و هرچه از اون سرچشمه میگیره نیاز داریم.
ونه گاهی همیشه.. درست است که عقل چراغ است اما سوخت آن را دل تامین میکند
نکات جالب ومفیدی از مطلب شما آموختم ممنون عزیزم
بیشتر مطلبی که آماده کرده اید و ذکر نظرات سایر نویسندگان کپی برداری غیرقانونی می باشد. این مطالب سالها پیش توسط آصف گنجی(بنده) به صورت مصاحبه ی فرد به فرد گردآوری شده که در کتاب چاپی هشتگ ناشناس هم آمده است. وقتی مطلبی را کپی می کنید، لااقل منبعش را ذکر کنید.
با سلام
دلنوشته باید سرشار از احساس قلبی نویسنده باشد نه یک متن از پیش به آن فکر شده. دلنوشته چون ناشی از احساس واقعی نویسنده است بیشتر بیانگر ذوق ادبی عاطفی نویسنده است و با یک وجه اشتراک عاطفی بین خواننده و نویسنده برتری می یابد.
بسیار عالی
سلام خانم فولادی
ممنون میشم من را راهنمایی کنید .
به شدت علاقه مند به نوشتن هستم و فکر میکنم در زمینت نوشته های ادبی استعداد دارم اما نمیدانم از کجا و چه طور شروع کنم که مسیر رو به جلویی باشه و نوشته هایم را عرضه کنم.
سلام عزیزم ممنون که مطالب سایت رو با دقت خوندی. اولین قدم برای نوشتن، خود نوشتن هست. باید بنویسی و بنویسی تا کم کم متوجه بشی که در نوشتن چه نوع نوشتاری استعداد و علاقهی بیشتری داری. بدنیست همه رو امتحان کنی. انواع نوشتار رو در مقاله های همین سایت بخون. در جمع نویسندگان شرکت کن و نوشته هات رو به اشتراک بگیر و نظر بگیر
من یه سوال برام پیش اومد من شاعر نیستم ولی به نویسندگی علاقه دارم دوست دارم اول از دلنوشته شروع کنم من با اینکه شاعر نیستم میتونم دلنوشته بنویسم؟
برای نوشتن دلنوشته نباید شاعر باشین. ربطی به هم نداره. شاعر افکارش رودذ قالب وزن و قافیه در میاره ولی دلنوشته بدون محدودیت حرف دلت و افکارت رو بیان میکنی.
سلام .ممنون از پاسختون
کجا میتونم نوشته هامو به اشتراک بگذارم و نظر بگیرم ،ممنون میشم معرفی کنید.ترجیحا جمعی که به صورت تخصصی مختص این کار باشه.
در زمینهی داستان سراغ دارم ولی برای دلنوشته نه. ولی خودم در ایتا وبله کانال دارم و اونجاها میتونم براتون بذارم. همینطور در سایت هم میتونم یه قسمت مطالب شما رو بذارم و نظر بگیرین
سلام.ممکنه آدی کانال ایتا یا هرشبکه ی اجتماعی که دارین رو بهم بدید؟
سلام
banooiesharghie@
در ایتا و بله
آنقدر برای خواندن توجه گرم بود که فهمیدیم نوشتن از یاد نمیرود و من این متن را به دوستدارانم هدیه میکنم آنقدر جولان نده هرگز از پای نمیوفتی و اگر صبرت لبریز شد بدون از نفس افتاده ای هنوز پای رسیدن به خواسته هایت را داری پس سرکشی نکن و از دلت بخواه راه پیدا کند به دلی که عاشقی کردن را آموخت و یاد داد به یادت باشد تا دلی تنگ نشود دوستت دارم که دوستانه ببینمت و حرف بزنم پشتکار از تو باشد و یاری رساندن ازمن و غم رها یابد تا دلی صفا گردد
عاشقی را آموختم و ابراز کردم اما نزدیکان مانع شدند و نگذاشتند و احساساتم نابود شد ولی آنقدر دلتنگی کردم نزدیک بود به آسمان برسم ای کاش رسم وفاداری این نبود تنهایم بگذاری که دیگران با نگاه مهربونم دوست میشدند تو دشمن پنداشتم بیش از حد دوری تو طاقتم را بریده تو ای دوست نفسی از عشق نزن که طاقت دوری مجالی برای دیدگانم نگذاشت که از فراق یار چون شمع بسوزم و روشنایی دهم ولی پروانه ای نگردد دورم به حال خوش شوق دیدنت را دارم گرچه محال است ای عشق ولی مجال گریز ندارم
چقدر زیبا. به امید دیدار