سفر زنانه (۵)

گاهی رشته‌ی کار در سفر, از دست آدم در می‌رود و مسیر و راه را گم میکند .
آدم اول سفر، کارهای روزمره‌ی قبل را کنار می‌گذاره و حتی بعضی از اونها رو فراموش می کنه. اونوقت زندگی خودش را در قالبی جدید قرار میده و با فرمی نو و کارهایی متفاوت سرگرم میشه.
ساعت های روز اول خیلی عجیب، دیر گذشت. طوریکه آخر شب، حتی فکر می‌کردیم چند روزه که قشم هستیم در حالیکه فقط یک بعدازظهر طول کشیده بود.

اما وقتی یک روز گذشت، همه چیز دوباره سریع و مثل برق می گذره.
دور همی، بازار و دریا ماهی تازه‌ی جنوب، این دوروز جزو برنامه بود.
با ضافه‌ی ابتلای مدیر به سرماخوردگی که نوکش را بدجور چید و ساکت و خانه‌نشینش کرد.و ما را هم آواره‌ی پارک و‌بازار.
اما من با چند تا از همسفرام فردا می‌ریم جزیره‌ی هرمز. الان نیمه شبه و همه خوابند و من نشسته‌ام. بعضی خرخر میکنند و نمیذارند بقیه بخوابند .به خصوص من.
امروز حال همسفر مریضمان هم خوب نبود. حال تهوع داشت‌. می گفت مال داروهای شبمی درمانی است. دو تا از اعضا خوابیدند و مریض‌اند بقیه هم ویلان و سیلان.
راستش نمی‌دونم از چی بنویسم.
فردا هرمز زیبا حتما حرفهای زیادی داره که برای ما بزنه. خب دیگه گاهی وقتا حتی توی سفر هم حرفی نیست که بزنی.

6+

مطالب مرتبط

2 دیدگاه‌

  1. Maryamhoseini گفت:

    سلام خدا قوت وای که چقدر خرخر بده آدم بد خواب میشه منم خیلی حساسم آن شاالله بقیه سفر هم بهتون خوش بگذره

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فارسی سازی پوسته توسط: همیار وردپرس