پایان یا آغاز صدداستانک؟
💯💯💯پایان یا آغاز 💯💯💯
چندی پیش، البته نه چندی، از ششم شهریور ۱۴۰۱, با جمعی از دوستان صدداستانک رو شروع کردیم.
قبلا تجربهی صدداستان در صدروز را داشتم. تجربهی شیرین و دلچسبی بود. ظرف صد روز ، یعنی هرروز یک داستان، نوشتم و این داستانها در سایتم موجود هست.
این بار قرار بود صدداستانک بنویسیم اما نه الزاما در صد روز.
نوشتن داستانکها بیشتر از صد روز شد چون به خود اجازه دادیم روی کیفیت داستانک هم کار کنیم.
حالا صدداستانک تمام شد.
قبل از شروع این دوره داستانک نوشتم و حالا بعد از تمام شدن آنهم باز خواهم نوشت،
اما اینکار به من کمک کرد تا عزمم را جزم کنم و کاری را شروع و به پایان برسانم.
و البته این بار، روی کیفیت کار هم فکر کنم.
کیفیت کار را نمیدانم. خودم راضی هستم و دیگران باید قضاوت کنند.
اما من از اینکه این کار انجام شده است راضی و خوشحالم.
خوشحالم که از خلاقیت و فکر خودم استفاده کردم…
خوشحالم که کاری را شروع کردم، مثل همهی شروعهای دلپذیر و متنوع زندگیام…
خوشحالم که برای بعضی از داستانکها بازخورد خوب گرفتم…
خوشحالم که این کار را به پایان رساندم، برخلاف بعضی دیگر از کارهایم….
و خوشحالم که فهمیدم داستانک نویسی را بیشتر از هر کار دیگری دوست دارم.
تجربهی دیگری که از اینکار و مشابه آن یعنی صدداستانک و موارد دیگر دارم این است که خود را ملزم به کاری در مدت معینی کردن، و ایجاد عادتهای مفید میتواند در توسعهی فردی و ساختن شخصیت مثبت، موثر ومفید باشد.
کاری که در دین ما هم توصیه شده و از آن به چلهنشینی و چله برداری یاد میشود.
۱۷ بهمن ۱۴۰۱
ممنون از شما که همراهم بودید وهستید.🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
